• مبنای اختلافِ تئوریک کارل اشمیت و رایش سوم. تئوریسین‌‌‌‌های رایش، شاید با رویکردی دماگوژیک، معتقد بودند که جنبش بر دولت[state] تقدّم دارد و نیرومحرکه دولتْ چیزی جز مردم نیست. در حالیکه به باور اشمیت مردم اساساً متعلق به ساحتی غیرسیاسی و مرتبط با اجتماع[societal] بوده که خود را «ذیل» سایه حمایت و تصمیماتِ سیاسی دولت محقق می‌‌‌‌‌کند. مردم، مادون جنبش و جنبش صرفاً واسطه‌‌‌‌ای دینامیک است مابین ساحت غیرسیاسی‌‌‌ مردم و دولتِ ایستا که هر سه، «همسو با هم» و در ساختاری ناهم‌‌‌سطح، وحدتِ سیاسیِ کشور را می‌‌‌‌سازند.[اشمیت صراحتاً دولت لیبرالی را از آن‌‌‌‌رو محکوم می‌‌‌کند که به جنبشهای ناهمسو فرصت شکل‌‌‌‌‌گیری می‌‌‌دهد در حالیکه به زعم او دولتی بلشویک یا ناسیونال-سوسیالیست از این نقصان مبرّا خواهد بود!]

+ نوشته شده در  16 Mar 2014ساعت 11:11  توسط نوستالژیک  |