•  فرایبورگ، ناحیه بادن ورتمبرگ، هزار و نهصد و چهل و پنج. چند لحظه نگاه را از عمق عکس بردارید به مرز بین آوار و خیابان در حاشیه‌های مسیر دقیق شوید. آجرها و سنگ و کلوخ به جای مانده از ویرانه‌های شهر با صبر و حوصله‌ای که تنها از آلمانی‌ها برمیاید بر هم چیده شده‌ و پرچینها و دیوارهایی استوار ولی بی‌تناسب باموقعیت ساخته‌اند. مرزهایی که تنها کارویژه محتملشان علاوه بر محصور نگهداشتن آوار، نمایش انفصال پر رنگ مابین تباهی و زندگی‌ست. بیایید از خود بپرسیم در ذهنِ کارگرانِ خدمات شهری فرایبورگِ درهم شکسته، آن لحظه که از دل آوار خرده سنگها را بیرون می‌کشیدند و با دقت بر هم سوار می‌کردند، این ترجمانِ به ناخن سنگِ خارا سُفتن [خارای بیهودگی] چه می‌گذشته است؟ بیراه خواهد بود اگر بگوییم این معبر اروپایی با سنگفرشهای نمناک و با پشتکار روبیده‌ شده‌اش، حاوی یک پیام است: «آلمانیهای آینده! ما ویران شدیم، اما تمام نشدیم»؟ که حتی در مدیریتِ «آوار»، در ارگانیزه کردنِ «تباهی» نیز باید فضیلتِ خاص خود را جُست؟
  • فرایبورگ.بادن ورتمبرگ

برچسب‌ها: انتخابات, جنگ
+ نوشته شده در  30 May 2013ساعت 20:33  توسط نوستالژیک  |