• در تاریخ آمده است در جنگ چالدران [که سپاه عثمانی مجهز به توپخانه سنگین و پیاده نظام منظم بوده و سپاه ایران را مجموعه‌ای از سواران شمشیرزن و کماندار ولی کم تعداد تشکیل می‌دادند] یکی از مشاوران شاه اسماعیل به او پیشنهاد می‌دهد که با توجه به نابرابری قوا و با استفاده از برتریِ زمانی و مکانی و پیش از استقرار کامل توپخانه‌ی دشمن شبانه بر آنها حمله برده و لااقل بخشی از توپخانه را از کار بیندازند. شاه پیشنهاد را با سایرین به مشورت گذاشته اما مشاوران او در نهایت با این استدلال که حمله‌ی غافلگیرانه به دور از مسلک جوانمردی‌ و آیینِ «مردانِ مرد» است رای به ردّ آن می‌دهند. شاه اسماعیل نظر نهایی را چنین اعلان میدارد که «من حرامیِ قافله نیستم. هر چه مقدور الهی‌ست همان به ظهور در میاید.» با شروع جنگ و ظرف یکروز، سپاه ایران با تحمل پنجهزار کشته درهم‌شکسته و دست به عقب نشینی می‌زند.
  • پ.ن: حضور در یک جبهه و داشتن هدفی مشترک، نشانه‌ی هیچ چیز نیست. تاکتیک نیز به همان اندازه مهم است و باید در مورد حقانیت آن موضعگیری کرد.

برچسب‌ها: انتخابات
+ نوشته شده در  22 Apr 2013ساعت 10:35  توسط نوستالژیک  |