-
دائما ناامید خواهی شد اگر منتظر باشی تا رابطهی قدیمیات را [به همان شکل] بازیابی؛ اما چرا ذوق و شوقی برای شکل جدید آن رابطه را نداشته باشی، که وقتی یکروز دروازههای تنهاییِ کلارا برای پذیرفتنات گشوده خواهند شد، دوباره آن را از سر خواهی گرفت؟ من هم در سکوت و با ایمانی عمیق پشت [یکی از همین] دروازههای تنهایی ایستادهام، چرا که باور دارم متعالیترین تکلیف در یک پیمانِ دونفره، این است: که هر یک محافظِ تنهاییِ دیگری باشیم. اگر این برآمده از سهلانگاریِ ذاتیِ توده مردم است که هیچ نوع تنهایی را به رسمیت نمیشناسند، پس عشق و دوستی اینجایند تا دائما فرصتی را برای درک تنهایی فراهم آورند. و تنها اشتراکات واقعی، آنهایی هستند که متناوبا این دورههای گوشهگیری عمیق را منقطع میکنند.
-
*Rainer Maria Rilke, In A Letter to Paula Modersohn-Becker, 12 Feb. 1902, in Gesammelte Briefe (Collected Letters, 1904
-
+ نوشته شده در
25 Jun 2008ساعت 19:51  توسط نوستالژیک
|