• پرچم چه می‎آید به دورنمای لجن، و به عَنعنات*ما دف خفه‏خون می‌گیرد
  • در مراکز اشاعه‏ی فحشا کنیم، از وقاحت افسانه. قتل عام کنیم، آری، هر چه قیامِ منطقی‎ست.
  • به پیش تا بلاد بِهارات، سربه‎سر سیراب! در خدمت استثمارهای غول، چه صنعتی، چه نظامی.
  • بدرود: تا کجا دست دهد دیدار. ما مشمولان خیرخواهی چه کنیم:
  • فلسفه‏مان درندگی خواهد بود؛ علم‏مان بیعاری، رفاه‏مان هاری؛ چرخ دنیا پنچر! اینک به راه راست: به پیش!
  • *عنعنات: سخن اجغ وجغ، گویشی که بناست متمدنانه باشد اما فی الواقع احمقانه ست.
  • اشراقها/آرتور رمبو/ بیژن الهی
+ نوشته شده در  9 May 2011ساعت 8:4  توسط نوستالژیک  |