-
چه حالی دارد
مسیح علینژاد که به کریستین امانپور نامه می نویسد و برای روشنگری فرصت برابر می خواهد. بگذارید امانپور و خوشباشان همپالکیش، لری کینگ و چارلی رز و بقیه کارشان را بکنند، اسپانسرهای تبلیغاتیشان را بگیرند، ملت را دست بیندازند و مارکوپولویی باشند که میخواهند طی مصاحبه ای با علی بابا، در یک شب خنک نیویورکی، یانکیهایی را که با دوبل برگر مکدونالدِ سسآلود با نان دو کپه ای کنجدی و پاکت سرخ فرنچ فراید و قوطی پپسیِ عرق کرده نشسته اند پای تلویزیون کابلی، سرگرم کنند. برای اینها چه فرق می کند روبرویشان فیدل کاسترو نشسته باشد، یا معمر قذافی دیوانه یا کینگ کونگ یا ناخدای کشتی سندباد و یا...چقدر ما همه چیز را جدی میگیریم، چقدر بیخودی تحلیل می کنیم، چقدر خودمان را تحلیل می بریم.
+ نوشته شده در
24 Sep 2010ساعت 10:16  توسط نوستالژیک
|