-
هر آدمی در برهه ای از زندگی ناگزیر در چهارراه حوادث قرار میگیرد. دچار گردباد و رانش زمین و چاله هوایی و از کار افتادگی قطب نما و طوفان شن و تمام شدن ذخیره آب و بی مصرف شدن بی سیمها و سقوط بهمن و حمله آدمخورها و نیروی معاند سرنوشت میشود. خیلی طول می کشد برسد به سکانس بعدی، که روز آفتابی، دَمر و بی حال افتاده است روی شنهای ساحل و دریا موج روی موج، نیم تنه پایینش را نوازش می کند. تازه وقتی به هوش بیاید ماجرای اصلی شروع می شود.