• پاسی از نیمه شب گذشته بود و داشتم له و درهم کوبیده از مسیر جاده ای برمی گشتم و همزمان به زور مغزم را برای گوش دادن به ویلنسل آندرا بائر بیدار نگهداشته بودم. بائر آلمانی است و با بسیاری از ارکستر سمفونی های اروپا همکاری کرده است و آلبومی هم بیرون داده به نام cello songs for silence و در آن آهنگی را به استادش الی جکسون نامی تقدیم کرده به نام «ترانه ای برای الی» که اصغر فرهادی با تیزهوشی آن را کرد ساندتراک درام درخشانش، درباره الی. همچنان که به این فکر میکردم که اگر در جو لهیدگی باشی چگونه حتی سولوی ساز عجیبی مانند ویولنسل هم میتواند کیفورت کند که ناگهان از جایی دخترکی گریه‌کنان پرید جلوی ماشین و کوبید روی کاپوت و جیغ و داد که بایست و پلیس خبر کن! نگاه کردم دیدم پرایدی کنار اتوبان پارک است و دو مرد هم سراسیمه دخترک را نگاه می کنند. ماندم در محذور که چه کار کنم و بعد صفحه حوادث روزنامه های زرد آمد جلوی چشمم. آیا یک تیم بودند که با شیادی از ماشینهای آخر شب خفت‌گیری می کردند؟ آیا دو مرد می خواستند به دخترک دست درازی کنند؟ آیا این یک وضعیت اضطراری واقعی بود؟ به هر حال پایانش اصلاحادثه ای نشد چون من نایستادم و شرم‎آورتر آنکه در ان لحظه اصلا عذاب وجدان نگرفتم. حالا اگر کسی خواست بیاید ما را روانشناسی کند حاضرم مورد پایان نامه‌اش شوم، هرچند در حال حاضر جوانه زدن عذاب وجدان ریزی را در اعماق روحم حس میکنم. 
  • *دیدم مجله papercutکه مختص مد و فَشِن است در گزارشی به وضعیت سالنهای نمایش مد زیرزمینی در تهران پرداخته. منظور از زیرزمین هم دقیقا زیرزمین است.آخرش هم قید کرده بود کسانی که در این نمایش ها شرکت می کنند ریسک بالایی را می پذیرند، دستگیری توسط پلیس به زندانی شدن حاضرین می انجامد و خصوصا زنهای شرکت کننده می توانند حکم اعدام بگیرند؛ و در نهایت نوشته بود سخت است که باور کرد با وجود حتی خطر اعدام، فشن در ایران هنوز اینقدر طرفدار دارد. بلافاصله ایمیلی به نویسنده ش زدم و خواستم از مهمل بافی دست بردارد و روش بهتری برای مهیج کردن گزارشهایش انتخاب کند. گویا زیاد خوشش نیامد چون جوابی نداد.
  • **این تیتر کوتاه که ahmadinejad attacks octopus paul [احمدی نژاد در یک سخنرانی به پل، اختاپوس پیشگو حمله کرد] تقریبا در تمام روزنامه های بین المللی جزو چند لینک پر خواننده روز قرار گرفت و تایم هم با لحن لاغ و ریش نوشت که اختاپوس،تازه ترین دشمن ایران. برادران مشاور فرهنگی و رسانه ای و دکترینال، یک نگاهی به صدها کامنت خوانندگان انگلیسی زبان این جور اخبار بیندازند تا ببینند نام ایران چگونه تدریجا به تیپا خورده ترین خاک زمین تبدیل می شود. می ترسم همانطور که در کارتونها، هندی ها را با مار کبرا و عربها را با شتر محشور میکنند کم کم کار به جایی برسد که یک روز هم ما را با...بگذریم.
  • Papercut mag:underground designers in iran

+ نوشته شده در  29 Jul 2010ساعت 11:36  توسط نوستالژیک  |