• یکی از نظریه‎های مطرح درباره تعارف ایرانی، نظریه ساختار روابط نابرابر اجتماعی قدرت است.این نظریه بیش از هر کس توسط انسان شناس آمریکایی، ویلیام بیمن در کتاب «زبان،پایگاه اجتماعی و قدرت در ایران»(1986) بررسی و حمایت شده است. بیمن بحث خود را با این عبارت آغاز می‌کند که قرنهای متمادی است که جامعه و تمدن ایرانی توجه محققان و افراد عادی را به خود معطوف کرده است و هیچ نشانی از فروکش کردن آن نیز دیده نمیشود. این نکته قابل توجه است که در میان تمام آن چه درباره هنر، معماری، ادبیات و تاریخ سیاسی و نظامی ایران نوشته شده است، موضوع روابط اجتماعی بین فردی از مهمترین موضوعات محققان ایرانی و خارجی بوده است و بعد به تبیین موضوع می پردازد و می‌نویسد:«البته این موضوع تعجب کسانی را که مدتی در آنجا بوده اند برنمی انگیزد، زیرا کیفیت زندگی اجتماعی در ایران از دیگران، حتی نزدیکترین همسایگانش به طرز معناداری متفاوت است.»به اعتقاد بیمن کلید فهم نهادهای اجتماعی و سیاسی ایران در فهم دینامیسم رفتار بین فردی نهفته است، زیرا در مسیر پیچیدگیهای نهفته در تعامل های چهره به چهره است که «قدرت» رد و بدل می‎شود، اتحادها شکل می‎گیرد، وظایف بر دوش افراد گذاشته می‎شود و درباره استراتژی ها تصمیم‎گیری می‎شود. به اعتقاد بیمن رفتار بین فردی ایرانی بدون تردید وجهی زیبایی‏شناسانه دارد; مهارت در تعامل با توجه به ارزیابی ارزش فرد در جامعه انجام می‎گیرد. این زیبایی‎شناسی به استعاره های مختلف میانجامد. طرح ها و نقشهای ظریف قالی ایرانی، پیچیدگی‌های فوق‌العاده در وزن و قافیه شعر کلاسیک فارسی و تلفیق پیچیده تلخ و شیرین و غم و شادی در موسیقی کلاسیک ایرانی، همه احساس و بافت تعامل اجتماعی در زندگی روزانه ایرانی را منتقل و منعکس می‌کنند. بیمن نتیجه می‎گیرد که رفتار بین فردی در ایران به نحو گسترده ای با زبان در هم پیچیده است.درهم تنیدگی زبان و تعامل اجتماعی در ایران به اعتقاد بیمن، بنیان نظریه های ویلیم جیمز،جان دیویی و پیرس را که قائل به جدایی زبان و زمینه اجتماعی هستند، به چالش جدی می‌کشد. به اعتقاد او نظریه های کلاسیک زبان شناسی قادر به تبیین رفتار ایرانی نیستند. با توجه به این دیدگاه، بیمن فرهنگ تعارف در ایران را به منزله نوعی زبان در بستر یا زمینه اجتماعی خاص تحلیل می‎کند. او معتقد است زبان فارسی دارای ساختار گرامری ساده و متغیرهای سبکی بسیار غنی است. این امر به فرد کمک می‌کند تا احساس خود را به اشکال مختلف به دیگری منتقل کند.فرد گزینه های متعددی برای انتخاب دارد. این انتخاب با توجه به «زمینه عملی تعامل»انجام می‎شود. جامعه ایران چارچوب هایی برای فرد فراهم می‌کند تا رفتار زبانی نرمال و مورد انتظار در قالب آن صورت گیرد. این چارچوب ها امکان اجرای یک نمایش عالی را از بیان زبانی فراهم میسازند.
  • به اعتقاد بیمن در زندگی ایرانی،دو حوزه گسترده تقابل فرهنگی نمادین نقش اساسی ایفا میکنند: اول تقابل «درون» و «بیرون» و دوم، تقابل «سلسله مراتب» و «برابری».بیمن استدلال می‎کند که تقابل درون و بیرون یکی از اصول حاکم بر اندیشه ایرانی است. از نظر فلسفی ابن تقابل به صورت دو امر «ظاهر» و «باطن» وجود دارد. باطن،جایگاه احساسات و باورهای درونی و حقیقی فرد است و همواره به عنوان محل آرامش و صلح درونی ستایش می شود. در مقابل، ظاهر که کمتر ستایش می‎شود، عرصه کنترل شده ایست. در این عرصه است که «ادب» تبلور می‌یابد. رفتار و گفتار در این عرصه باید حساب شده و کنترل شده انجام گیرد. ظواهر هم برای زندگی ضروری و در عین حال محل بروز فساد و نفوذ دنیای دنی تلقی می‌شوند. به هر حال گفته می‎شود در هر شرایطی «ظاهر را حفظ کن». این باور، بنیان رفتار ایرانی است. بیمن نشان می‎دهد که تقابل ظاهر و باطن در معماری کلاسیک ایرانی به صورت «بیرونی» و «اندرونی» بازتاب یافته است. محوطه بیرونی به پذیرایی از افراد «غیر» و «دیگران» و اندرونی به «خودی»ها اختصاص دارد.
  • آن گاه بیمن به تقابل فرهنگی نمادین در حوزه زبان می‌پردازد. به اعتقاد او زبان فارسی دارای امکاناتی است که تمایزات سلسله مراتب و پایگاه اجتماعی و نابرابری میان افراد در آن منعکس می‌شود. تمایز سلسله مراتبهای اجتماعی از یکدیگر امری جهانی است، اما در برخی جوامع مثل هند، ژاپن و ایران این تمایزات «اهمیت نمادین خاص» دارند. در اینجاست که بیمن بنیان تئوریک نظریه خود را پی ریزی می‌کند. بیمن استدلال می‌کند که در فرهنگ ایرانی، در عین وجود سلسله مراتب، نوعی برابری و دوستی نزدیک نیز وجود دارد. این پیوند انتظارات متقابل عمیقی ایجاد می‌کند که اغلب نمی‌توان برآورده شان ساخت. رابطه اجتماعی بین فرد برتر و فرد فروتر، نوعی مبادله است. به این معنا که اگرچه فرد برتر دستور میدهد و الزاماتی بر دوش فرد فروتر میگذارد، اما باید پاداش‌ها و مرحمتهایی نیز در حق فروتر داشته باشد. فروتر نیز در قبال آن اطاعت می‌کند. وقتی تقاضاها و انتظارات دو طرف تامین می‌شود، این رابطه پایدار می‌ماند. در چنین شرایطی «تعارف» بیان صمیمیت و سپاسگزاری طرفین است.
  • اما تعامل بر مبنای انتظارات افراد از یکدیگر و انتظارات نیز بر پایه فهم و ارزیابی طرفین تعامل از پایگاه اجتماعی هم صورت می‌گیرد. تعارف نیز فرآیند «آیینی کردن» انتظارات رفتاری است که از آن پایگاههای اجتماعی بر میخیزد. از این روست که نوع و سطح تعارفات تابع پایگاه اجتماعی فرد است به طوری که اگر آنها را جابجا کنیم بی معنا و گاهی توهین آمیز می‌شوند. برای مثال اگر تعارفات مرسوم یک فرد عالی رتبه را درباره کارگری ساده اعمال کنیم، ممکن است فرد احساس کند مسخره‌اش می‌کنیم! بیمن استدلال می‌کند در تعامل اجتماعی، فرد می‌کوشد همزمان با رعایت استانداردها و عرف به نحو مناسب و قابل قبول، با استفاده از استراتژی هایی به نحو موثر در راستای منافع و علایق خود رفتار کند. این استراتژی ها به فرد امکان می‌دهند فرم و محتوای پیامهایی را که در تعامل ایجاد می‌شوند، به نحوی متناسب با زمینه اجتماعی تفسیر کند. به اعتقاد بیمن، در تعامل اجتماعی ایرانی همواره نوعی «زرنگی» وجود دارد. زرنگی، استراتژی هایی برای موثر کردن تعامل و کنترل فرآیند تفسیر پیامهایی است که در جریان تعامل رد و بدل می‌شوند. در نتیجه، در حالیکه در فرهنگ ژاپنی تاکید اصلی بر «مناسب بودن» تعامل است، فرهنگ ایرانی بر «موثر بودن» آن تاکید می‌کند. تعارف نوعی استراتژی زرنگی است که در آن طرفین به نحوی برای تامین بهتر و موثرتر کردن تعامل در راستای منافع خود تلاش می‌کنند.
  • به اعتقاد بیمن، یکی از اصول ارتباط اجتماعی در ایران آن است که در جریان ارتباط دو فرد، نمی‌توان شکل پیام (آنچه گفته می شود) و محتوای آن (آنچه منظور گوینده است) را با معیار واحدی سنجید.به عبارت دیگر نباید منظور گوینده را از معانی واژگانی که به زبان میاورد فهمید، بلکه معنای آن بر اساس تفسیر طرفین معلوم می‌شود. ایرانیان روزانه بارها «قربان یکدیگر میروند» در حالیکه ممکن است حتی با یکدیگر خصومت عمیق داشته باشند. در زندگی روزمره عباراتی به کار می‌رود که معنای آن را تنها کاربران می فهمند، نه ناظران بیرونی. در تمام سطوح، بین آنچه گفته می شود و آنچه منظور واقعی گوینده است تفاوت وجود دارد.
  • به نظر بیمن، اصل دیگر ارتباط اجتماعی در ایران «عدم اعتماد» است. عدم وجود اعتماد اجتماعی،فرآیند زرنگی در تعامل را تشدید می کند و به پیچیده تر شدن ارتباط می انجامد. تعارف،استراتژی برای ابراز و در عین حال کتمان عدم اعتماد اجتماعی افراد به یکدیگر است.
  • *گزیده هایی از مقاله «تعارف ایرانی، تعارف انگلیسی» به قلم دکتر نعمت الله فاضلیِ؛ استادیار انسان شناسی و مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی

برچسب‌ها: Iranianism
+ نوشته شده در  20 Apr 2010ساعت 10:34  توسط نوستالژیک  |