-
نشستم در محفل خمودگان تخدیری و مجلس رای اعتماد را میبینم.کواکبیان نماینده اصلاح طلب سمنان رگ گردنی شده و مخالف خوانی میکند و چند نفر هم مثل چوپانها هی دو و هو میکشند. رییس به کسانی که مشغول راه رفتنند التماس میکند سر جایشان بنشینند. یکنفر عمامه ش را باز کرده و دارد دوباره می پیچد. یکنفر روزنامه ای را تمام قد گرفته جلوی صورت و در عوالم خود است.ی کسری با موبایل حرف میزنند و بقیه هم در گروههای چندتایی پشت به تریبون مشغول سنجش مکافات عملند.صد و بیست نفر موافق نطق میکنند و مورد احسنت قرار میگیرند. یک چندتایی راه گم کرده مخالف هم میخواهند نطق کنند که دو میشوند. ژاکوبنها کاتولیک میشوند. کاتولیکها سکولار میشوند. سنتی ها مدرن میشوند. متجددها محافظه کار میشوند. یکنفر موافق میگوید بد است بودجه حوزه های علمیه از ۱۰ میلیارد در سال ۸۳ به ۱۶۰ میلیارد در سال ۸۷ رسیده؟ یکنفر موافق دیگر میگوید موفقیتهای ایران ناشی از شجاعت دولت است نه عمل به قوانین بوروکراتیک دست و پاگیری که مجلس تصویب میکند. موافق بعدی در مورد وزیر نظامی و در جواب کسی دیگر میگوید چرا بیگانگان باید بر چینش وزرای ما اثرگذار باشند؟ چرا ما بر بیگانگان اثرگذار نباشیم؟ یک موافق دیگر که از قضا خود رییس دولت است میگوید «از این مخالف خوانی ها تندترش را زمان انتخابات هم کردند،دیدید که ملت با رای خودش باز ما را انتخاب کرد.چرا فکر میکنید فرهنگ فقط پوشش چهارتا دختر در خیابان است؟چرا فکر میکنید با قوه قاهره میشود کار را پیش برد؟فرهنگ گسترده تر از اینهاست و حتی مجلس و وزارت علوم را هم شامل میشود.مخالفان چون در برابر منطق ما دلیلی نمیتوانند بیاورند ما را متهم به خط گرفتن از دیگران میکنند.آمدند از تریبون مجلس بدترین توهین ها را به ما کردند.واقعا" اینها به نفع کشور است؟»
-
نتیجه: این ما نیستیم که باید قوانین فیفا را اجرا کنیم بلکه این فیفاست که باید قوانین ما را اجرا کند. این که یک نماینده ای یک نامه بدهد که یک بنده خدایی تصادف کرده و لنگ سه میلیون دیه است و ما نامه بدهیم به یک وزیر که کارش را راه بیندازد که سفره پروری نیست، حذف بوروکراسی زائد است. اینکه بعضی ها فکر میکنند موسوی در انتخابات پیروز شده،خوب بدیهی است که نشده.اینکه بعضی ها فکر میکنند با له و لورده کردن دخترها در خیابان میشود فرهنگسازی کرد،خوب ما که اینطوری فکر نمیکنیم. اینکه بعضی ها خیال میکنند ما گفتیم موسوی از هاشمی خط میگیرد، همه دیدند که ما که نگفتیم. اینکه بعضی ها بدون اینکه جرم کسی ثابت شود میایند در صدا و سیما و با بدترین توهین ها آبروی طرف را می برند، ما که نبودیم.
-
دوباره به خمودگی تخدیری خودم برمیگردم.
+ نوشته شده در
31 Aug 2009ساعت 10:39  توسط نوستالژیک
|