-
«اصلاح طلبان با نگاه به انتخابات گذشته فکر میکردند در صورت مشارکت بالای ۸۰٪ مردم پای صندوقهای رای، قطعا پیروز خواهند بود.این فرضیه در صورتی درست میبود که مردم بین دوقطبی اصولگرایی و اصلاح طلبی یکی را برگزینند در حالیکه این پیش شرط محقق نشد و قطبهای دیگری شکل گرفت که منجر به شکست اصلاح طلبان شد./نقل به مضمون از متن دفاعیات حجاریان در دادگاه -
راستش چشمهای گود رفته محمد قوچانی همزان با قرائت گفته های مذکور، مرا یاد یک مقاله به قلم خود قوچانی انداخت در ویژه نامه نوروزی اعتماد ملی که ماهها قبل همان حرفی را میزند که حالا او و همفکرانش باید مجاب شوند آن را نزده اند. خیلی جالب است.آنجا که می نویسد:«فکر میکنم میرحسین موسوی شکافهای اجتماعی موجود در سیاست و جامعه ایران را قبول ندارد. از نظر او مردم قطعا با آرمان های اصلاح طلبانه همراه و هم رای هستند. آنان بی تردید با توقیف مطبوعات به هر شکل مخالفند اما از سوی دیگر از ارزشهای اصولگرایانه هم دفاع میکنند و مثلا حتما خواهان دستیابی به انرژی هسته ای اند. موسوی نگاهی اخلاقی به مناسبات اجتماعی دارد. او از خانواده هایی سخن میگوید که ممکن است از مقیدترین افراد به شریعت یا افراد کاهل و متساهل در آن باشند اما هرگز کارشان به حذف و ستیز نمیکشد و از سطح دعوت و هم نشینی تجاوز نمیکند. اما این نیروهای سیاسی و دولتی هستند که آنان را در معرض برخورد قرار میدهند. موسوی جامعه ایران را جامعه ای دوقطبی نمیداند که سیاستش هم دوقطبی شود. اگر قرار است رقابتی شکل گیرد که گروهی خود را نماینده فرشتگان و گروه مقابل را نماد شیاطین فرض کنند موسوی نمیتواند این رقابت را تایید کند و وارد آن شود. موسوی به تحلیلهای دوقطبی اعتماد ندارد...باور کنید که جامعه ایران دوقطبی نیست. همین که با وجود نامزدی خاتمی و احمدی نژاد، نامزدهای دیگری چون کروبی و قالیباف و البته موسوی قدم به میدان گذشته و هر یک نخبگانی را همراه خود کرده اند نشان میدهد که ایران امروز دوقطبی نیست...» واضح است که اصلاح طلبان یا لااقل بخشی از آنان این دوراندیشی را داشته اند که مردم قرار است چگونه انتخاب کنند.دوراندیشی که حالا به زمختترین شکل ممکن متهم به نداشتنش میشوند.