• اگر دم افطار نیم ساعت در صف بویناک حلیم ایستادی و حالت خوب نشد، اگر سکانسهای حالا دیگر کالت فارِست گامپ و آن فیلم برآمده از اعماق رمانتیسیسم شرقی، بهار پاییز کره ای -که معبد عابدش روی آب است- و بهشت بر فراز برلین و پالپ فیکشن را برای بار چندم دیدی و حالت خوب نشد، اگر سوناتهای مورد علاقه ت از بتهوون و شوپن و Massive Attack و Portishead و Tin hat Trio و فرانک زاپا را گوش کردی و حالت خوب نشد، اگر رفتی زیر پوست شهر و پیاده روی های شبانه کیلومتری کردی و حالت خوب نشد، اگر همکلام شدی با نازک آرایان تن ساق گل از هفت دولت آزاد و حالت خوب نشد، اگر بهترین صفحه ی بهترین کتاب کتابخانه ات را بیست بار خواندی و حالت خوب نشد، اگر کنار رودخانه فَشَم جوجه کبابی ساختی و چرت قیلوله ای زدی و باز حالت خوب نشد...وقتت را با نوشتن این خطوط هدر نده؛چرا که به  زودی به گروتسک ترین مرگِ ممکن خواهی مرد.
+ نوشته شده در  26 Aug 2009ساعت 11:21  توسط نوستالژیک  |