• یکجور ترس هم وجود دارد که آنطور که ایناسیو سیلونه تعریف میکند برمیگردد به آرژانتین زمان ژنرال د-روزاس،جایی که در بوئنس آیرس، صبحها شبه دستفروشها فریاد میزدند هلوی تازه هلوی تازه؛ مردم که پارچه روی سبدها را کنار میزدند هرچه بود سرِ بریده بود. کم‌کم همه یاد گرفتند چگونه بشاشند به هر چه فکر پیشرفت و آزادی و عدالت و اینجور قرتی بازیها، تا فقط صبحها جزو هلوهای تازه شبه دستفروش ها نباشند. 
+ نوشته شده در  23 Apr 2009ساعت 15:2  توسط نوستالژیک  |