-
حس و حال نوشتن ندارم و بی انگیزهترین دوران تمام عمرم را طی میکنم. فرض کنید آدم در قرن بیست و یکم هفته ها نه روزنامه بخواند نه تلویزیونی ببیند نه حتی یکبار به سمت گوشی تلفنش برود نه فیلمی ببیند نه موسیقیای گوش کند و نه حتی انگیزه صحبت کردن با یکنفر مثل خودش را داشته باشد. به نظر همه چیز بیهوده میاید.بیهودگی محض...خولیوکورتاسار مردمان داستانهایش را به سه دسته تقسیمبندی کرده بود و شخصیتی فراتر از اینها را در دنیای فانتزی خود نمی شناخت: رندان لاابالی و لحظه گرا، نام جویان مصلح، خوشباشان (که میگذارند اشیا از کنارشان بگذرد) برویم سراغ خودمان.ملت ایران این روزها سه دسته شده اند: دسته اول، طرفداران پرزیدنت محموداند که دلایل اقتصادی یا اعتقادی خود را برای حمایت از او دارند-فارغ از فرودست بودن، روستایی بودن یا هر دستهبندی اینطوری دیگر. اینها لزوما آدمهای بدی نیستند بلکه بر اساس پیشفرضهایشان عمل میکنند و گردش آزاد اطلاعات نیز هیچ تاثیری روی این پیشفرضها ندارد، و اگر هم داشته باشد اصلا به لحاظ تکنیکی به آن اخبار و دادههای آگاهیبخش و بیطرف دسترسی ندارند. یکی از این پیشفرضها از دیدگاه اعتقادی این است که آمدن موسوی می توانست بی بند و باری را به درجه برگشت ناپذیری برساند و از دیدگاه اقتصادی نیز می شود گفت که اینان از روی لحظهگرایی سیلیِ نقدِ احمدی نژاد را بهتر از حلوای نسیه بقیه می دانند. متعاقبا صاحبان هر دو پیشفرض کمتر دلیلی را برای تغییر عقیده خود قانع کننده می بینند. دسته دوم، نامجویان مصلح، نه لزوما طرفداران میرحسین موسوی، بلکه طیف گسترده تری، شامل کسانی میشوند که در گردش نیمچه آزاد اطلاعات غوطه ورند -فکر کنم خودم هم یکی از آنها باشم. این دسته از قضا مبتلا به نوعی درونآمیزی اطلاعاتی اند به نحوی که حین مباحثه در باب مسائل روز چاره ای جز تایید یکدیگر ندارند و حداقل در استراتژی کمتر دچار اختلاف عقیدهاند. اینها در اینترنت پتیشن امضا میکنند، نامه های سرگشاده رومانتیک به گارد ضدشورش می نویسند، نکات مغفول مانده انتخابات را هایلایت میکنند و نوک پیکان انتقاداتشان هم یکطرفه است و نهایتا چیزهایی را که خودشان میدانند هزاربار دیگر به خودشان میگویند؛ اما بیتوجه به بُرد پایین این روشنگریها در میان عامه مردم و غافل از درهم تنیدگی گردش آزاد اطلاعات با دسترسی به فناوری -ساده ترینش یک فیل.تر.شکن- کار زیادی از پیش نمیبرند چرا که پیشرفته ترین فناوری که ۸۰٪ مردم قادر به درک و کار کردن با آنند همان گوشی موبایل یازده دوصفر نوکیاست! دسته سوم را من «همیشه مشکوکها» یا به قول کورتاسار، خوش باشان مینامم. اینها کم و بیش به اخباری فراتر از رپرتاژآگهی های صدا و سیما دسترسی دارند ولی قدرت تحلیل و تفسیر ندارند. همه چیز را گردن از مابهتران میندازند، به شکل پاتولوژیکی محافظهکارند و لذا عذرهای بدتر از گناهی برای توجیه این محافظه کاری می تراشند. عقاید این دسته در کسری از ثانیه تغییر میکند و اغلب مسن تر ها را شامل میشود.
-
اینها را نوشتم تا آخرش بگویم "ابزارهای اقناع"بسی کندتر از آنند که بتوانند در بتون آرمه این ۳ طبقه که بده بستان اندکی نیز با هم دارند، نفوذ کنند. نام جویان مصلح و رندان لاابالی لحظهگرا و خوش باشان در بیهودگی محض با هم می جنگند.
+ نوشته شده در
9 Jul 2009ساعت 9:52  توسط نوستالژیک
|