-
اول.مامانبزرگ نیمه مطلع و نیمه احساساتیام که تا حالا به هیچ صراطی مستقیم نمیشد و هیچجور قصد شرکت در انتخابات را نداشت، با دیدن مناظره موسوی و احمدینژاد تصمیم گرفت تا گذشته را به فراموشی سپرده و علیرغم اینکه معتقد است همه سر و ته یک کرباسند ولی تبصره ای هم قائل شود مبنی بر اینکه بعضیها کمتر یک کرباسند[!] اما اشتباه نکنید. ان کسی که کمتر یک کرباس است از نظر او پرزیدنت فعلی است ونه رقیب محبوبش، سید سبز! اومعتقد است باید یکبار برای همیشه کار را تمام کرد و ریشه فساد را سوزاند. حالا از من اصرار به مثابه لگد کردن گِل که اینها حربه تبلیغاتی بیش نیست و از او انکار که در دعوای بین خودشان بهتر است طرف کسی را گرفت که "لااقل پونز به پیشانی دخترها فرو نکرده". اینها را گفتم تا برسم به اینکه بعضی از ما عادت کردیم تا در بزنگاه ها زود به نتیجه برسیم و البته نتیجه هم اغلب همان جاییست که از فکر کردن خسته شدهایم. گاهی این زود به نتیجه رسیدن دوم خرداد را می سازد و گاهی سوم تیر را! احمدینژاد هم این را میداند. او قشر هدف خود را خوب انتخاب می کند و در عین حال میکوشد تا این قشر را هر چه بیشتر هم گسترده کند. او در مناظره با موسوی به اهداف از پیش تعیین شده اش رسید. یک چیز جالبی که این روزها می بینم اینست که بر خلاف حامیان اصلاح طلبان که شاید مهمترین دلیل شرکت کردنشان در انتخابات کمک به رای نیاوردن پرزیدنت محمود باشد، حامیان محمود به عقاید و برنامه های او باور دارند و در واقع رایشان، آری به خود پرزیدنت محمود است و نه، نه به مخالفان او. این نکته شاید به لحاظ دینامسیم اجتماعی بر نتیجه آرا تاثیرگذار باشد.
-
دوم.من به شخصه از مهدی کروبی حمایت می کنم.هر چند کروبی نه به اندازه خاتمی یا موسوی خوش تیپ است و نه بیان فصیحی دارد، ولی هر چه نباشد تیم مشاوران او یک پرش سه گام به جلو محسوب میشود. من به گزینه «مطلوب» رای میدهم نه گزینه «محتمل». مهمترین دلیلم ثابتقدم بودن اوست. دیدم کسانی به شعار «هر ایرانی ماهی هفتاد هزار تومان» او انتقاد دارند که زیاده از حد پوپولیستی است. ولی مگر جز با چاشنی پوپولیسم ممکن است که توده ها را به خود جلب کرد؟ آن هم توده هایی که ولو به طور سنتی به روحانیت گراش داشتند، با پوپولسم اقتصادی رقیب پایگاه رای او را ساختند؟ حتی اگر نیمی از شعارها و وعدههای دیگر کروبی هم جامه عمل بپوشند باز هم یک قدم بلند به جلو برداشته ایم. در ستادهای مهندس موسوی که می چرخیدم هیچکدام حتی یک دلیل قانع کننده مبنی بر برتری موسوی بر کروبی نمیاوردند.به نظرم حتی شخص خاتمی که دوستش می داریم و جبهه مشارکت و بدنه کارگزاران در حمایت از مهندس موسوی «زود به نتیجه رسیدند.»حداقلش این بود که به طور مشترک از هر دو کاندیدای اصلاح طلب حمایت می کردند و قضاوت را به مردم می سپردند تا بعد از انتخابات هم کدورتی باقی نماند. زود به نتیجه رسیدن فقط عارضه عوام نیست.می ترسم از اینکه این بار این تب تند (بخوانید تب سبز) به چهار سال هم نکشد و زودتر از دوره دوم خاتمی عرق کند.

برچسبها: انتخابات