• انگار بعضیها تعمدی دارند در اینکه اسم شلختگی سیاسی را بگذارند پیچیدگی. پیچیدگی بار معنایی مبهمی دارد و مردم را در ابهام نگه میدارد که پیچیده بود؟ یا پیچیده ش کردند؟یا عینی تر بگوییم، شاید اصلا حضور در انتخابات در همه جای دنیا ذاتا پیچیده است؟ زمان میگذرد و اصلاح طلبها همچنان مانند روزهای پیش از انتخابات ۸۴ مشغول دولا دولا شترسواری کردن خودشانند.
  • تاثیر کاندیداتوری موسوی بر خاتمیبازی را کروبی آغاز و اعلام میکند که مصمم به حضور در انتخاباتم ولی راه اجماع را هنوز باز میبینم. کسی تحویلش نمیگیرد. پس ضرب‌الاجل تعیین میکند که اگر تا آن تاریخ خاتمی نامزد نشود دیگر به هیچ وجه کنار نخواهم رفت.باز کسی تحویلش نمیگیرد و کروبی با اعتماد به نفسی مثال‎زدنی -که هنوز هم منبع آن جای سوال است- اعلام کاندیداتوری میکند. طبیعیست که او به خاطر وقایع انتخابات۸۴ از خاتمی و وزارت کشور و اطرفیانش دلگیر باشد. پس یارگیری را با عباس عبدی و جمیله کدیور و غلامحسین کرباسچی و محمد قوچانی و طیف همراهانشان شروع میکند.خاتمی ولی اصلا نگران نیست و با همان لبخند همیشگی تیتر اول همه خبرگزاریها را می سازد که یا من یا میرحسین و بالاخره خودش کاندیدا می‌شود. در حالیکه او و "موج سومش" درگیر جبهه ای هستند که کروبی گشوده جبهه میرحسین هم باز میشود و روزنامه حزب اعتماد ملی لیستی از آدمهایی ردیف میکند که آمدن میرحسین را تبریک میگویند: آدمهایی از جبهه مشارکت گرفته تا مجمع روحانیون و روحانیت مبارز،از ملی مذهبی ها تا خانه کارگر. کیهان هم که این روزها سوتی های کروبی را تیتر یک و سوتیتر میکند از این اتفاق استقبال میکند. به نظر میاید همه در استفاده از جملاتی کلیشه ای از قبیل "باعث وحدت میشود" یا "تعدد کاندیداها اتفاق مثبتی است" به توافق رسیده اند. به سایت پویش حمایت از خاتمی که سر میزنی یک جور رودروایسی مضحک و اپیدمیک بین اصلاح طلبها را میبینی: همه از همه چیز استقبال میکنند مگر خلافش ثابت شود! همه امیدی واهی به معجزه اجماع نهایی یا کنار کشیدن یکی به نفع دیگری بسته اند. پدرجان، دیگر کروبی از این واضحتر بگوید اهل اجماع نیستم؟ یا میرحسین چگونه بگوید که من را جزو اصلاح‌طلبها حساب نکنید؟ پس چرا احزاب اصلی اصلاح طلب یا به قول بیست و سی «دوم خردادیها» مانند جبهه مشارکت یا دانشجویان و دفتر تحکیم وحدت رودروایسی را کنار نمیگذارند و صراحتا اعلام موضع نمیکنند؟ این دایره گل و گشاد رفورمیستی را از یکجایی تنگش کنید. روشن کنید که ما سه کاندیدا نداریم و کسی قرار نیست به نفع کسی کنار بکشد، که کاندیدای ما خوب یا بد خاتمی است چون رای دارد.شما که یکبار در انتخابات ۸۴ تجدید شدید چرا این ۴ سال را درس نخواندید که در شب امتحانی مثل این به دردسر نیفتید؟ وقتی این همه بی برنامگی در ستادها و مجمع هایتان موج می زند، وقتی حتی طرفداران خودتان را همین اول کار دور می زنید چه تضمینی وجود دارد که با رسیدن به مسند ریاست جمهوری باز وارد بازیهای سیاسی نشوید و اهدافی را که به خاطرش رای گرفتید فدای منافع شخصی و حزبیتان نکنید؟   

برچسب‌ها: انتخابات
+ نوشته شده در  13 Mar 2009ساعت 10:30  توسط نوستالژیک  |