• مجله چلچراغ در اقدامی متهورانه خواسته بود که برگزیدگان و علاقمندان مسابقه داستان نویسی سال گذشته، چهارشنبه عصر در دفتر مجله واقع در خیابان گلشهر، بلوار جردن حاضر شوند تا در مراسم جمع و جوری جوایزشان را بگیرند. نبشته ی ما هم هر چند روی سکو نرفت ولی از انجا که در رده بندی مدالها جزو ده تای برگزیده قرار گرفته بود حضور را به هم رساندیم. مراسم با حضور اساتید و اهالی فن و تنی چند از مقامات مسئول و غیرمسئول در جوی زیادی صمیمانه و بدون فاجعه خاصی برگزار شد. در ابتدا و پس از پخش چندین و چند باره کمیک استریپهای بزرگمهر حسین پور که به نظر میاید تنها فایل تصویری کامپیوترهای چلچراغ است، پیام ویژه سالینجر به مناسبت این رویداد ادبی توسط یکی از حضار که نخواست نامش فاش شود قرائت شد. در ادامه دکتر صدری به عنوان مجری و سردبیر جدید پس از سفر بزرگمهر شرف الدین و مابقی هیئت تحریریه به ایالات رو به زوال نه چندان متحده اعلام کرد که در پی فراخوان ما بیش از 600 داستان دریافت کردیم که بالای 500 تای آن مستقیم یا غیر مستقیم به مسئله مرگ پرداخته بودند و این برای جامعه جوان ما خیلی عجیب می باشد و باید جامعه شناسان روی آن کار کنند که واقعا چرا. پس تصمیم گرفتیم داستانهایی را انتخاب کنیم که مرتبط با مرگ نباشند.
  • از انجا که کامپیوتر هم با ویدیوپروژکتور به مشکل خورده بود چاره ای نبود جز اینکه دکتر همچنان سخنرانی کند که با جوسازیهای امیر ژوله و دست زدنهای متناوب حضار مجبور به ترک سن و پوزش به خاطر اختلالات پیش امده شد. از نکات دیگر اینکه طی یک نورپردازی محیرالعقول، در حین سخنرانی دکتر صدری برق صحنه خاموش بود و برق حضار روشن که با اتمام سخنان وی، برق صحنه روشن و برق حضار خاموش شد. سپس از آنجا که از 4 نفر برگزیده یکی در عسلویه و یکی در خارج و یکی در یک جای نامشخص دیگر بود از طرف آقای مظاهری- اسپانسر معروف- به تنها نفر حاضر یعنی نفر سوم و همچنین جلال سعیدی به نیابت از دوستش -که بدون پارتی بازی برنده شده بود- سکه ای به رسم یادبود اهدا شد که این عمل با اعتراض ژوله مواجه شد. در انتها هم پذیرایی مفصلی با مایعی شبیه شربت پرتقال و شرینی دانمارکی از مدعوین به عمل آمد که باعث نشاط خاصی شد.
+ نوشته شده در  28 Aug 2008ساعت 10:18  توسط نوستالژیک  |