-
ادمها گاهی وقتها با تمام وجودشان فکر میکنند و نقشه دعوت کسی به یک فنجان شیرکاکائوی داغ را در یک عصر سرد زمستان حوالی پارک ساعی میکشند. شب آن عصر بعد تنها چیزی که به خود میگویند اینست: عجب شِکری خوردم.
+ نوشته شده در 30 Dec 2005ساعت 19:53  توسط نوستالژیک