عالم از ما نغمه پردازند و خاموشیم ما/مردم از ما هوشیارانند و مدهوشیم ما
هیچ کس ما را نمی آرد به خاطر ای عجب/ یاد عالم می کنیم اما فراموشیم ما
{شاعر!}
+ نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386ساعت 8:4  توسط من
|
دنیا کوچکتر از آنست/که گم شده ای را در آن یافته باشی/هیچکس اینجا گم نمیشود/آدمها به همان خونسردی که آمده اند/چمدانشان را می بندند و ناپدید میشوند/یکی در مه،یکی در غبار،یکی در باران،یکی در باد/و بی رحم ترینشان در برف{ایدئولوژی های ناخودآگاهِ یک منِ کاملا"مشکوک}