تبليغاتX
((NO Stalgic )) - امنیت!




I FOUND IT HARD, IT WAS HARD To FIND

  • "مجبورم زن یکی بشوم.ورش داستان مردی را برایم گفت که خودش را مثله کرده بود.به جنگل رفت و توی گودالی نشست و با تیغ این کار را کرد.یک تیغ شکستهُ و ان را از روی شانه به عقب پرتاب کرد.همان حرکت کامل کلاف جهنده خون به عقب و نه به حالت پیچان. اما مسئله این نیست.مسئله ندانستن انها نیست.مسئله اصلا" نداشتن انها نیستُ ان وقت میتوانستم بگویم آها آن چینی است، چینی بلد نیستم.و پدرمان میگفت برای این است که باکره ای:مگر متوجه نیستی؟ زنها هیچوقت باکره نیستند.پاکی یک حالت منفی و بنابراین مخالف طبیعت است.مایه آزارت طبیعت است، نه کدی؟ ومن گفتم اینها همه ش حرف است و او گفت بکارت هم حرف است و من گفتم نمیدانی.نمی توانی بدانی و او گفت آره.تا میاییم متوجه آن بشویم تراژدی دست دوم میشود."
  • - خشم و هیاهو- ویلیام فاکنر-
  • پ.ن: پنجشنبه ساعت ۵ بعد از ظهر، میدان آریاشهر جلوی برج گلدیس،در راستای طرح برخورد با بدحجابی دو تا دختری که مورد "نصیحت" قرار گرفته بودند کمی تا قسمتی طعم خونی شدن و لهیدن و اسپری خوردن رو هم چشیدند.وقتی خواهر چادرپوش قصد داشت جلوی دهان دخترک رو با دست بگیره دخترک با فریاد به من دست نزن $#!* روسریشو برداشت و دوید وسط خیابون و شروع به جیغ زدن کرد و کم کم هزار تا دو هزار نفری آدم جمع شد و ورودی ستارخان مسدود و ترافیک آریاشهر به هم ریخت.پیرمردی عصاشو بلند کرده بود و معلوم نبود رو به کی ولی اصرار داشت ثابت کنه یک سری ها این وسط بی غیرت شدند که....خواهر چادرپوش دخترک رو با زور کتک و پاشیدن اسپری به صورت و در حالیکه همچنان روسری نداشت،در میون هوکشیدنها و درگیریهای حاضرین با چهارمامور مرد نیروی انتظامی مثل گوسفند مرده توی ون ارشاد " کشید" و به هر نحوی بود صحنه رو خالی کردند.دخترک توی ماشین همچنان جیغ میزد و کمک میخواست و هزار تا دوهزار نفر آدمی که حضور داشتند از خود بیخود شدنشونو با زدن حرفهای بلند بلند تکراری و هو کشیدن خالی میکردند.فکر کردم شاید واقعا" هیچ زنی باکره نیست و تا همه بخواهند بفهمند، تراژدی دست دومتر از اینها میشود.
+ نوشته شده در  جمعه 2 شهریور1386ساعت 11:36  توسط من  |