تبليغاتX
((NO Stalgic )) - گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ی ما




I FOUND IT HARD, IT WAS HARD To FIND

  • ۱.نمایشگاه کتاب هر سال فقط یک لذت بود ولی امسال شده بود لذت دردناک.احتمالا" معاون فرمانده پلیس راهنمایی که مردم رو به شدت به استفاده از مترو برای رسیدن به نمایشگاه تشویق میکنند، حتی یکبار هم سوار متروی درون شهری نشدند. توضیحی نمیتونم بدم. خودتون آزمایش کنین ببینید اونقدر فشرده میشید که اگه تهویه ها یک دقیقه از کار بفیته شک نکنید نصف مسافرا به جای نمایشگاه راهی سردخونه میشن. البته میتونید  بی وزنی رو هم احساس کنید، یعنی کیف سامسونت تون رو رو هوا ول کنید و ببینید که به زمین نمیفته. وقتی مسافرایی که بیرون از قطار منتظر سوار شدنند، علیرغم اینکه میبینند جمعیت تا حد مرگ پر شده باز یاالله میگن و میریزند تو و میمونند لای در و میخورند زمین، یاد دفاع از فرهنگ و فیلم سیوند و سد سیصد(!!) افتاده بودم.
  • ۲.ورودی مترو (ایستگاه مصلا) در ضلع شمالی مصلا قرار داره و ایستگاه بهشتی در جنوب مصلا.به محض پیاده شدن میتونین نقشه ی بزرگ مصلا" رو ببینید و با قیافه ی آویزون بهش خیره بشین. یک تابلوی اکسپرسیون محض. انتظار نداشته باشید بتونید از روی نقشه به نتیجه ای برسید.یکی می پیرسید حالا اینجا که نوشته رواق و شبستان، اصلا" تجسم خارجی اینا چی هست؟! یعنی ما به چی میگیم رواق؟!
  • ۳.وارد فضای مصلا" که میشید و مصالح ساختمانی و گنبد و گلدسته های نساخته و کف سیمانی زمین رو که میبینید احساس غربت میکنید. مصداق عینی یک نمایشگاه جهان سومی و حضور گسترده ی عرب، افغانی، پاکستانی که بیشتر از همیشه ست. اینها به کنار، کسایی که روز اول و دوم رفتند، حتما" دیده اند که اطلاع رسانی چقدر ضعیف بود.حتی جلوی هیچ کدوم از سالنها اسم سالن رو نزدند چه برسه به لیست انتشاراتی هایی که توش واقعند! انتشارات دانشگاهی در یک دالان دخمه مانند نیمه کاره جا داده شده که یک ساعت در میون برقش می پره. ناشران عمومی قاعدتا" به ترتیب حروف الفبا غرفه بندی شدند ولی نمیدونم از کی تا حالا "چ" بین م و ی واقع شده. اضافه کنید وقت نشناسی و قیر داغ کردن وسط حیاط لابلای خیل بازدیدکننده ها، کمبود آب معدنی(فقط یک یا دو دکه)، نبودن تنوع در مواد غذایی( یا یک هایدای آماده ی ده سانتی هزار تومن یا یک پرس غذای سرد بسته بندی شده سه هزار تومن)، نبودن هیچ نوع استراحتگاه خاصی ( البته اگه چادر نمازخونه رو استراحتگاه حساب نکرد. و جالب اینکه مامورهای فضای سبز مثل شیر از چمنها حفاظت میکردند. یاد استخر و سکوهای کنارش بخیر) و ...
  • ۴.اکثر انتشاراتی های معتبر حضور داشتند ولی با تلخیص! وقتی طول نشر ققنوس یا نیلوفر یا نی رو دیدم تعجب کردم پس بقیه ش کجاست؟ در مورد لاتینها هم من هنوز نمیدونم یک کتاب جیبی صدصفحه ای دامپزشکی با قیمت حدود بیست هزار تومن چطوری در عرض یک نصفه روز (!) تموم میشه؟ خوب اگه اینجوریه که پس کارت قرمزها رو اصلا" حذف کنید و فقط فرصت خرید رو به کارت آبی ها بدین دیگه.
  • ۵. نشر نی کتابی رو منتشر کرده به نام " دیوار" فیلم داستان، اشعار و نقد فیلم به همراه دیدگاهها و آلبومهای انفرادی و راهنمای کامل PINKFLOYD. اسم مولفش از همه ش جالب تره: سید ابراهیم نبوی! ۴۸۳ صفحه و به قیمت ۳۸۰۰ تومن..
  • ۶. جای خالی نمایشگاه مطبوعات و بخش کامپیوتر و نرم افزار (که هر سال در سالن میلاد برگزار میشد)، به شدت حس میشد.برخورد با پخش کننده های رایگان روزنامه ی اعتماد هم عجیب بود.
  • ۷.همین دیگه.
  • .
  • بیستمین نمایشگاه کتاب تهران
+ نوشته شده در  شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 9:57  توسط من  |