من همیشه احساساتی رو تو بقیه بر می انگیزم که خودشون هم نمیدونند چیه!
"مک کویین در ماشینها"
-
پ.ن: خیلی وقته عید غیر از مرکز عصبی سرگیجه، هیچ جای دیگه مو قلقلک نداده.
.
+ نوشته شده در پنجشنبه 2 فروردین1386ساعت 10:17  توسط من
|
دنیا کوچکتر از آنست/که گم شده ای را در آن یافته باشی/هیچکس اینجا گم نمیشود/آدمها به همان خونسردی که آمده اند/چمدانشان را می بندند و ناپدید میشوند/یکی در مه،یکی در غبار،یکی در باران،یکی در باد/و بی رحم ترینشان در برف{ایدئولوژی های ناخودآگاهِ یک منِ کاملا"مشکوک}