- گلوله بارانِ پاسخِ کدام سلامی به آفتاب،از دریچه ی تاریک...
-
آی تمام چیزهایی که باورم نمیشوید،آی تمام چیزهایی که مریضم کرده اید،آی ای اهالی دهکده خراب احوالان...آاای ای یقین گمشده که بوی خون گرفتی باز.آخ که اگر خدایی باشد،حتما" بزرگتر است.آی تمام آسفالتهای تب کرده ی شهر، آی تمام پشت بامهای شب شکنِ شب...
+ نوشته شده در دوشنبه 25 خرداد1388ساعت 22:12  توسط نوستالژیک
