تبليغاتX
((نوستالژیک)) - 228




  • اول.فرض کنیم جامعه ای داریم با 90% بیکاری در آغاز یک بازه زمانی چهارساله.دولتی روی کار میاید و در پایان دوره اش این عدد را به 50% کاهش میدهد.پس میانگین بیکاری در دوره چهارساله این دولت فرضی میشود70%. حالا یک دوره چهارساله دیگر برای دولت بعدی شروع میشود و دولت فرضی دوم در پایان دوره کاریش این عدد را از 50% به 48% میرساند. این بار میانگین بیکاری در این بازه زمانی حدود 49% میشود. حالا آیا میشود این 49% را با آن 70% مقایسه کرد و رای به عملکرد بهتر دومی داد؟! مسئله این نمودارها همین است.
  • دوم."...آن چه کودتای باور نکردنی سوم اسفند و پس از آن در چهار سال بعد افتادن مملکت به دیکتاتوری رضاخان را امکان پذیر کرد تنها یک شعار بود. آی دزد می گیریم...
    سید{ضیاء} به محض ورود به تهران دستور داد هر که را سرش به تنش می ارزید گرفتند و شعار داد که ای مردم دارم حقتان را می گیرم. فقط همین شعار نبود که باعث شد مردم آزادی به دست آمده از انقلاب مشروطیت را فروختند. رضا خان وقتی سه ماه بعد از کودتا سیدضیا را برانداخت و وزیر دفاع ماند دریافت اگر زبان عوام بگیری و حیا بفروشی چه آسان است فتح سایر سنگرها. با همین شیوه مستوفی الممالک و مشیرالدوله را از راه به در کرد وقتی که فحش های چاروداری داد و در جلسه هیات دولت نماینده اش پاچه حواله وزیر دیگر داد. و در این مدت مدام تملق احمدشاه را گفت و خود را مطیع او نشان داد..."
  • مقاله خیلی جالبی است. فریاد تاریخی آی دزد از مسعود بهنود را میگویم. به قول معروف جماعتی که از تاریخ درس نگیرند مجبور به تکرار آنند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 10:18  توسط نوستالژیک  |