-

- ۱.چند روز پیش داشتم با ساس حرف میزدم رسیدیم به روزنامه ها. گفتم این شرق خیلی ترسو و محافظه کار وخود سانسور شده. خدا کنه همین فردا تعطیلش کنند. گفت قوی ترین روزنامه ی کشوره که اصلاح طلبه.گفتم اصلاح طلب چیه، این از کیهان هم محافظه کارتره.
- به دو روز نکشید که شرقو بستند!! دیروز میگه تو کف سقت موندم!
- و اما کاریکاتوری که میگن به خاطرش تعطیل شده هم اینه :
- به هاله ی نورانی دور سر اسبی که به نظر میاد بیشتر شبیه خر باشه توجه کنید. مهدی رحمانیان گفته بود اون هاله نور فقط برای این کشیده شده که سیاهی اسب معلوم باشه ولی به نظر من خیلی معنیهای دیگه داره!
- ۲. داروی ضد ایدز: چیزی که وقتی وزیر جوگیر میشه میگه ما (ایرانیها) کشفش کردیم! و بعد توش میمونه که این چی بود گفتم.
- ۳. فیلمی که درباره ی یازده سپتامبر کانال سه نشون داد احمقانه بود. طرف خودش یه چیزی بر اساس برداشتهای خودش میگه بعد اسم دو تا آدم که اصلا معلوم نیست کی اند (مثلا رییس اداره ی تحقیقات!) میاره و به حرفاشون استناد میکنه و بعد نتیجه میگیره که فلان چیز آره و فلان چیز نه! حتی یه بچه هم میدونه هواپیما وقتی داره سقوط میکنه تعادل نداره و نوک دماغه ش با زمین زاویه میسازه یا اصلا" ممکنه روی بالهای چپ و راستش سقوط کنه که در اون صورت دیگه نمیشه گفت چون فاصله ی دو تا بال ۱۲۰ فوته پس باید عینا" ۱۲۰ فوت روی دیوار مستقیمش تخریب داشته باشه. نبودن لاشه توی ساختمان پنتاگون تنها چیزی بود که من نفهمیدم بقیه ش چرند بود.
- ۴.به بدشانسی خودم ایمان آوردم. خیلی.
- .
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت 9:18  توسط من
|

