- هول هولکی شد. اصفهان یه نصفه روز اونم جلوی دادگستری واسه کار بابا! بعد هم شمال واسه دانشگاه این.دانشکده ی پزشکی ساری یه جای درپیتی بود که فقط به درد سرودن غزلهای سوزناک میخورد ولی یه مجتمع جدید ساختند به اسم مجموعه ی دانشگاه علوم پزشکی تو پونزده کیلومتری دریا تو مایه های استادیوم آزادی از لحاظ کامل و بزرگ بودن که امسال همه منتقل میشن اونجا.خودمم مثل اسب سرما خوردم دارم میمیرم.
- -
- پسره مهندسی پزشکی خونده تو دبی. فامیل دوره.انگار از قبل اینو نشون کرده بودند و منتظر نتیجه دانشگاه بودند که بالافاصله زنگ زدند و ندا دادند که... در واقع ...دیریدی دیدی دیری دیری دیری دیدی!- اولش کوپ کردیم.بعد سه ساعت تموم خندیدیم. بعد هم اصلا" خجالت کشید رفت تو اتاقش!! افعلا" انگار یکی زده تو گوشم...
- -
- روبراه نیستم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 19 مرداد1385ساعت 9:52  توسط من
|

