X
تبلیغات
«نوستالژیک»




  • بگذریم از انواع و اقسام تحلیلهای فمینیستی، فلسفی، سیاسی، جامعه شناختی، اخلاقی، استتیکی و حتی آناتومیکی که این چند روز درباره عریان شدن دختر بیست ساله ی مصری نوشته شد، که خودِ این گویا یک تحلیل جامعه شناسانه می خواهد که چرا به جای مصریان، این ایرانیها بودند که واکنشی چنین گسترده نشان دادند. به هر حال عجیب ترین تحلیل هایی که در همراهی با عمل دختر مصری خواندم آنهایی بود که خواسته یا ناخواسته نوعی نگاه نفی آمیز مارکوزه ای داشتند؛ طغیان های دوره ای جوانان در برابر اقتدار بزرگترها و تجلیِ نمادینِ آن در هنر؛ شاید به همین دلیل است که دختر مصری عنوان مجموعه عکسهایش را «فنّ عاری» می گذارد و با یادآوری «زنان مدل های نقاشی در دانشکده هنرهای زیبا» ما را به قضاوت دعوت می کند.
  • حرفم این است که آیا نباید فرقی گذاشت بین ذهنیت او [که حدس می زنم اغلب با آن موافق باشیم] و نحوه به فعل درآمدن آن ذهنیت در قالب عمل کودکانه عریان شدن[آنطور که تنها از یک تفکر کودکانه و بدون شناخت پستی بلندیهای یک جامعه انتظار می رفت]؟ در یک همزادپنداری با جامعه خودمان، آیا بعد از سالها سعی و خطا، هنوز یاد نگرفته ایم نردبانِ درمان بیماریهای فرهنگی در جوامع معلق در برزخ سنت و مدرنیته را فقط باید پله پله بالا رفت نه با پرش سه گام که حاصلی جز در رفتن نردبان بر جای نمی‎گذارد؟ خیلی عجیب است اگر به ازای هر ماجده‎ی عریان شده، ده ایمن الظواهری در کوچه پسکوچه های قاهره متولد شوند؟ رادیکالیزم، از قوانین نیوتن پیروی میکند و آن را عکس‎العملی خواهد بود مساوی با آن و درخلاف جهت آن. ولی بگذریم، در خاورمیانه همه قهرمانِ پرشِ سه گامند؛ هیپ هیپ هورا.
  • *تصویر از مجموعه اسکالپچرهای Berlinde de bruyckere
  •  
  • درباره علیا ماجده دختر مصری و بیماریهای فرهنگی خاورمیانه

برچسب‌ها: رادیکالیسم
+ نوشته شده در  جمعه 27 آبان1390ساعت 13:0  توسط نوستالژیک  | 

  • فکت اول: «مطمئنم» دیروز حوالی ظهر، محدوده بین قیطریه تا حکیمیه تهران چنان لرزید که برنامه عادی مدارس به هم خورد.
  • فکت دوم: «مطمئنم» هیچ نوع انفجاری -مگر انفجار برآمده از سلاحهای مافوق بشریِ آدم فضاییها- نمی تواند از ملارد در جنوب کرج تا قیطریه در شمال شرقی تهران را بلرزاند. بُعد این مسافت را گویا دوستان خوب متوجه نشده اند.
  • فکت سوم و صادقانه: «مطمئنم» ما در منتهاالیه غربی تهران، لرزش خیلی مهیب و عجیبی حس نکردیم، چنان که مردم را به خیابانها بکشاند.
  • فکت چهارم: اینجا از قول معاون پژوهشی مرکز زلزله شناسی می خوانیم که لرزه ی ۱.۷ ریشتری تهران در ساعت «یک و یک دقیقه ی بعد از ظهر» زلزله نبوده. اینجا از قول سردار شریف می خوانیم که انفجار در ملارد ساعت «یک و سی دقیقه» رخ داده.
  •  فکت پنجم: شما با یک «خود شرلوک هولمز پندار» ِهیجان زده که مشغول سیراب کردن غریزه ی توطئه پردازش است طرف نیستید.
  • فکت ششم: واتسون عزیز، هنوز شک داری کار، کار «اینگیلیس» هاست؟

برچسب‌ها: حماقت
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 آبان1390ساعت 9:55  توسط نوستالژیک  | 

  • چون قصد کردند یان هاس، اولین کشیشِ رفورمیست عصر رنسانس را بسوزانند، مجریان اعدام در برافروختن آتش ناتوان ماندند. در همان حین عجوزه ای ریزاندام پیش آمد و مشت قلیلی خاشاک بر خرمن انداخت تا کمکی کرده باشد. هاس با دیدن تلاش پیرزن آخرین کلامش را بر زبان آورد که Sancta Simplicitas! آه از سادگی تقدیس شده.
  • مقایسه شود با اعدام حلاج در تذکره الاولیا: خواستند که زبانش ببرند گفت چندان صبر کنید تا سخنی بگویم و روی سوی آسمان کرد و گفت: الهی بدین رنج که برای تو بر من می‌برند محرومشان مگردان و از این دولتشان بی‌نصیب مکن. پس گوش و بینیش بریدند و سنگ روان کردند. عجوزه ای با کوزه ای در دست می‌آمد چون حسین را دید گفت: زنید و محکم زنید تا این حلاجک رعنا را با سخن خدای چه کار؟ گفت: حب الواحد افراد الواحد.
  • *عطف به فیلم تکان دهنده ی مصاحبه با سعید حنایی، قاتل سریالی زنان خیابانی مشهد که بیش از پیش نشان داد چقدر در قضاوت هایمان درباره جامعه خود ساده دلیم.

برچسب‌ها: حماقت
+ نوشته شده در  شنبه 14 آبان1390ساعت 14:3  توسط نوستالژیک  |