تبليغاتX
((نوستالژیک))




  • - آیا نسبتی بین تفکرات شما و اصلاح طلبی وجود دارد؟(نسبتی فکری نه تاریخی) نسبت تفکرات شما با اصولگرایی چیست؟ آیا قدرت همراه کردن اپوزیسیون دموکراسی خواه داخل کشور را دارید؟
  • مهندس موسوی: بنده شخصا" اعتقاد دارم اصلاح طلبی یعنی برگشت به اصول.حفظ حریم های اسلامی و انسانی و پرداختن به عدالت و آزادی و استقلال و توسعه در کنار نگاهی نو و امروزی به جهان و مسائل کشور جزء این اصول است.دفاع و حمایت بی دریغ از قشرهای مستضعف یکی دیگر از این اصول است.بنده اعتقاد دارم مردم عادی به معنای واقعی هم اصولگرا هستند و هم اصلاح طلب.به طور مثال مردم خوششان نمیاید که هیچ سیاستمداری در تکنولوژی هسته ای کوتاه بیاید و کافی است در این زمینه در سطح ملی نظرسنجی شود تا صحت ادعای فوق ثابت شود و به طور مسلم این حس مردم و خشنودی آنها از فرستادن ماهواره به فضا که در حقیقت در سایه استقلال نظام امکانپذیر شده است را می توان اصولگرایی دانست.در عین حال مردم خوششان نمیاید حکومت در امور شخصیه آنها دخالت کند یا آزادیهای قانونی را محدود کند یا پشت سر هم روزنامه ها را با مختصر لغزشی ببندد.ممکن است ما چنین حس و گرایشی را اصلاح طلبی بنامیم. خیلی راحت میتوان حدس زد که برعکس گروههای سیاسی مردم می توانند هر دو گرایش را با هم داشته باشند و اصولا" در میان مردم عادی اصولگرایی و اصلاح طلبی از هم جدایی ندارند.بنده هم در اصولگرایی و اصلاح طلبی مثل مردم فکر میکنم.
  • منبع: سالنامه۸۷ روزنامه اعتماد، صفحه ۷
  • پ.ن: به نظر من که ساده انگارانه، کودکانه و عجیب است.
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 اسفند1387ساعت 10:29  توسط نوستالژیک  | 

  • اصولا" بعضی ها دوست دارند اسم شلختگی سیاسی را بگذارند پیچیدگی.پیچیدگی بار معنایی مبهمی دارد و مردم را در ابهام نگه میدارد که پیچیده بود؟ یا پیچیده ش کردند؟یا اصلا" حضور در انتخابات در همه جای دنیا ذاتا" پیچیده است؟زمان میگذرد و اصلاح طلبها همچنان مانند روزهای پیش از انتخابات ۸۴ مشغول دولا دولا شترسواری کردنند.
  • بازی را کروبی شروع میکند و اعلام میکند که مصمم به حضور در انتخابات است ولی راه اجماع را هنوز باز میبیند.کسی تحویلش نمیگیرد.پس ضرب الاجل تعیین میکند که اگر تا آن تاریخ خاتمی نامزد نشود دیگر به هیچ وجه کنار نخواهد رفت.باز کسی تحویلش نمیگیرد و کروبی با اعتماد به نفسی -که هنوز هم کسی از علت آن سر در نمیاورد- اعلام کاندیداتوری میکند.طبیعیست که او به خاطر وقایع انتخابات۸۴ از خاتمی و وزارت کشور و اطرفیانش دلگیر باشد.پس یارگیری را با عباس عبدی و جمیله کدیور و غلامحسین کرباسچی و محمد قوچانی و طیف همراهانشان شروع میکند.خاتمی ولی اصلا" نگران نیست و با همان لبخند همیشگی تیتر اول همه خبرگزاریها را می سازد که یا من یا میرحسین و بالاخره خودش کاندیدا می شود. در حالیکه او و "موج سومش" درگیر جبهه ای هستند که کروبی گشوده جبهه میرحسین هم باز میشود و روزنامه حزب اعتماد ملی لیستی از آدمهایی ردیف میکند که امدن میرحسین را تبریک میگویند: آدمهایی از جبهه مشارکت گرفته تا مجمع روحانیون و روحانیت مبارز،از ملی مذهبی ها تا خانه کارگر.کیهان هم که این روزها سوتی های کروبی را تیتر یک و سوتیتر میکند از این اتفاق استقبال میکند. به نظر میاید همه در استفاده از جملاتی کلیشه ای مثل "باعث وحدت میشود" یا "تعدد کاندیداها اتفاق مثبتی است" به توافق رسیده اند.به سایت پویش حمایت از خاتمی که سر میزنی یک جور رودروایسی مسخره می بینی که انگار بین اصلاح طلبها اپیدمی شده و همه از همه چیز استقبال میکنند مگر خلافش ثابت شود و امید واهی به اجماع نهایی یا کنار کشیدن یکی به نفع دیگری بسته اند. پدرجان،دیگر کروبی از این واضحتر بگوید اهل اجماع نیستم؟ یا میرحسین چگونه بگوید که من را جزو اصلاح طلبها حساب نکنید؟ پس چرا احزاب اصلی اصلاح طلب یا به قول بیست و سی "دوم خردادیها!" مانند جبهه مشارکت یا دانشجویان و دفتر تحکیم وحدت رودروایسی را کنار نمیگذارند و صراحتا" اعلام موضع نمیکنند؟ این دایره گل و گشاد رفورمیستی را از یکجایی تنگش کنید.روشن کنید که ما سه کاندیدا نداریم و کسی قرار نیست به نفع کسی کنار بکشد،که کاندیدای ما خوب یا بد خاتمی است چرا که رای دارد.شما که یکبار در انتخابات ۸۴ تجدید شدید چرا این ۴ سال را درس نخواندید که در شب امتحانی مثل این به دردسر نیفتید؟ وقتی این همه بی برنامگی در ستادها و مجمع هایتان موج می زند و حتی طرفداران خودتان را دور می زنید چه تضمینی وجود خواهد داشت که با رسیدن به مسند ریاست جمهوری باز وارد بازیهای سیاسی نشوید و اهدافی را که به خاطرش رای گرفتید فدای منافع شخصی و حزبیتان نکنید؟   
+ نوشته شده در  جمعه 23 اسفند1387ساعت 10:30  توسط نوستالژیک  |