تبليغاتX
((نوستالژیک))




  • ریچارد ویلیام رایت یا همان ریک رایت نفر اول پینک فلوید نبود.در واقع از لحاظ تاثیرگذاری در شکل گیری هویت پینک فلوید بعد از سید برت،دیوید گیلمور،راجر واترز و حتی نیک میسون قرار میگرفت ولی صدای کی بورد رویاپردازانه ی او را در همه ی ترانه های ماندگارشان حتی بیشتر از گیتار واترز و درامز میسون می توان شنید. از عاشقانه آرام "بمان" تا "اجرای بزرگ در آسمان" و اوج کارش در "نیمه تاریک ماه" و "بدرخش الماس خوش تراش" و بقیه.یادمان نمی رود ترانه کودکانه "بچه دیو" را که سید برت سروده بود چگونه با لحن معصوم و بچگانه خودش  ماندگار کرد.
  • راجر واترز حتما" خودش را نخواهد بخشید جایی که در ترانه "کسی خانه نیست" با بیت پیانوی سلطنتی لاشه ام را نگه میدارد چگونه به رایت کنایه میزند و حرمت جاودانه هایی مانند "کاش اینجا بودی"، "ما و انها"، "بمان" و "پلهای شعله ور" را که با رایت ساخته بود نگه نمیدارد و نهایتا" هم با خودسریها و درگیریهای حقوقی مسخره اش با دیوید گیلمور گروه را می از هم پاشاند.البوم "دیوار" در ۱۹۷۹ آخرین همکاری رسمی رایت با پینک فلوید بود هر چند دوباره در "لغزش آنی عقل" در میانه راه به دوستان خود ملحق می شود اما این نصیحت آنان را می پذیرد و به طور رسمی مشغول کار نمی شود و فقط در بعضی قطعات کی بورد می نوازد.
  • به هر حال ریک رایت بعد از سید برت دومین نفر از نوستالژی ۵ نفره پینک فلوید و همه ی خوره های پینک بود که در  ۶۵ سالگی مرد. انگار پیرمردها سرنوشت یکدیگر را پیش بینی می کردند،انجا که در آلبوم جانوران می خواندند:"تنها یک پیرمرد غمزده ی دیگر، تک و تنها در آستانه ی مردن از سرطان..." 
  •  
  •  
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 12:31  توسط نوستالژیک  | 

  • به روال این چند سال اخیر، باز هم شبکه یک سیما در پربیننده ترین ساعات پنجشنبه شب،با مستندی به کارگردانی نادر طالب زاده درباره یازده سپتامبر یکطرفه به قاضی رفت. من اصلا" نمیدانم میشود اسم اینها را مستند گذاشت یا نه، رپورتاژ آگهی عنوان بهتریست.در این رپورتاژ آگهی با الکس جونز،محقق و و فیلمساز و از معتقدین به تئوری توطئه در ۱۱ سپتامبر مصاحبه شده بود و تمام اصرار بر این بود که ثابت شود ۱۱ سپتامبر اساسا" طبق نقشه سرویسهای اطلاعاتی آره و اینها انجام شده است.تصاویر گزارش،شامل همان صحنه های تکراری هر ساله منتها با آب و رنگ تازه تر بود و همان سوالات را هم تکرار میکرد.خوب،قبول، ولی چند ابهام.
  • اول اینکه در مورد همین هواپیمایی که اخیرا"در قرقیزستان سقوط کرد،تنها قطعه باقیمانده از لاشه هواپیما دم آن بود و ان چند نفری هم که جان سالم به در بردند در انتهای هواپیما نشسته بودند و مابقی بدنه چنان سوخته و پودر شده بود که اثری از ان باقی نمانده بود.حالا ایا این خیلی بعید است که در مورد هواپیمای پرواز ۷۷ که به پنتاگون برخورد کرد هم همین اتفاق افتاده باشد و این بار حتی دم هم سوخته باشد و بخش قابل ذکری از لاشه ان نمانده باشد؟-کما اینکه اینطور نیست- در مورد طول خرابی روی دیوار کدام تصویر واضحی وجود دارد که نشان دهد هواپیما به صورت کاملا" افقی و با بالهای سالم با دیوار غربی برخورد کرده است که حالا دقیقا" دنبال ۱۲۴ فوت خرابی فاصله دو بال بگردند؟در پژوهش خیلی کاملی از این حادثه که در اینجا به قلم جیم هافمن وجود دارد نشان میدهد که تئوری "بوئینگی در کار نبوده" چندان سندیت ندارد و با دلایل منطقی و مقایسه عکسهای قبل و بعد از حادثه می توان به قریب به اتفاق شبهات پاسخ می دهد.مثلا" بیان میکند که تجربیات خیلی کمی از برخورد با سرعت یک هواپیما با سد مستقیم وجود دارد که بر اساس ان این واقعه را به سادگی تحلیل کنیم.در برخورد مستقیم، هواپیما به خرده ریز تبدیل می شود و برای مثال به برخورد هواپیمای C-130 خبرنگاران ایرانی به یک آپارتمان مسکونی اشاره میکند که هیچ تکه ی عمده ای از هواپیما باقی نمی ماند که تازه C-130 چون خودش را برای فرود آمده میکرده سرعت کمتری از بوئینگ ربوده شده داشته.همچنین تحلیل کامل قطر حفره روی دیوار پنتاگون،برخورد بالهای بوئینگ با تیرهای چراغ برق بزگراه کنار آن و قرقره کابلهای برق در محوطه،پراکندگی وسیع قطعات لاشه،قدرت مانور ۷۵۷ در حرکت مارپیچ و اثبات آن با فرمول و غیره.چرا به اینها هیچ اشاره ای نمی شود؟
  • دوم،اگر این سرویسهای اطلاعاتی اینقدر نفوذ و قدرت داشتند که چهار هواپیمای مسافربری را از دید رادارهای ارتش امریکا پنهان کنند و به جای اینکه جنگنده ها را به شرق ایالات متحده بفرستند به غرب بفرستندشان-پرواز یونایتد۹۳ را ببینید- ایا نمی توانستند طوری با گارد پرواز هماهنگی داشته باشند که هواپیمارباها حداقل بتوانند یک اسلحه گرم با خود به داخل هواپیما ببرند یا از بمب قلابی استفاده نکنند تا مثلا" در پنسلوانیا کنترل مسافران از دستشان در نرود و سقوط نکنند؟ اصلا" با اینکه همان حمله به برجهای دوقلو برای بهانه دادن به دست نومحافظه کاران کافی بود، دیگر اقدام به حمله به کاخ سفید و پنتاگون برای چه در برنامه قرار گرفته بود؟ اصلا" چه فایده ای داشت؟
  • سوم،در این مصاحبه رادیویی جونز با استنلی هیلتون تنها چیزی که دست می دهد یک سری داد و هوار مازوخیستی است و نه دلیل و مدرک.استنلی هیلتون مشاور ارشد سناتور باب دال دموکرات بوده که معتقد است نه تنها بوش فرمان حملات ۱۱ سپتامبر را صادر کرده بلکه دیک چنی هم اصلا" ان را مستقیما" مدیریت کرده و قبل از ان هم سیا مانورهای آزمایشی این حملات را به اجرا داورده است.دلیلی که میاورد این است: بوش در یک مصاحبه مطبوعاتی در کالیفرنیا میگوید که "تصاویر برخورد اولین هواپیما را با اولین برج دیده است." در حالی که در ان موقع هیچ تصویری از ان لحظه وجود نداشت و رسانه ها فقط تصاویر برخورد هواپیمای دوم را ثبت کرده بودند و این گاف بوش را به اینخاطر می داند که قبلا" تصاویر مانورهای حملات را دیده و درذهنش این گونه حک شده بود که از لحظه برخورد هواپیمای اول هم تصویری وجود دارد! به همین مازوخیستی! درادامه این مصاحبه به راحتی می توان فهمید که یکنفر درست یا غلط یک ادعایی رامطرح میکند،بعد سیا درست یا غلط دفتر کارش را به هم می ریزد و وادار به سکوتش میکنند،بعد او عصبانی تر می شود و ادعایش را با شاخ و برگ بیشتری طرح میکند و همینطور ادامه می یابد.
  • چهارم،درمورد فروریختن برج سوم موسوم به برج ۷،رییس موسسه ملی استاندارد و تکنولوژی ایالات متحده،بعد از هفت سال بررسی،علت ریزش آن را اتش سوزی های ناشی از سقوط برجها می داند .بد نیست بدانید وزن هر کدام از برجهای دوقلو پانصدهزار تن بوده است.یعنی به فاصله کمی ،۱میلیون تن آتش و آوار از ارتفاع ۴۱۱متری و با سرعت۲۰۰ کیلومتر در ساعت درچندمتری این برج ۴۱ طبقه قدیمی سقوط میکنند.آیا آتش سوزی و سپس فروریختن آن این قدر دور از ذهن است؟
  • پنجم،درمورد سقوط تر و تمیز خود برجهای دوقلو.اینجا گزارش مبسوطی از علت فروریختن برجها  در گزارش علمی و تحقیقاتی ژورنال فلز و مهندسی JOMبه سال ۲۰۰۱ وجود دارد که البته ان را ناشی از اب شدن ستونهای فولادی برج نمی داند.در این گزارش تحقیقی امده که ستونهای فولادی به کار رفته در برجها توانای تحمل ۳ برابر بیشتر از وزن معمول را داشته اند و به همین علت هم بوده است که با وجود ضربه اولیه ناشی از هواپیما مرکز ثقل برجها تکان نخورده است و دوام میاورد.از انجا که ساختمان برج به صورت یک مکعب پیرامونی و یک بخش مرکزی طراحی شده بود با انفجار ۹۰هزار لیتر سوخت هواپیما دمای مکعب پیرامونی در محل برخورد به حدود نهایتا" ۸۰۰ درجه می رسد و می دانیم که در ۶۵۰ درجه استحکام فولاد نصف می شود.اختلاف دمای فوق العاده بالای مکعب پیرامونی با بخش مرکزی باعث اعوجاج تیراهن های ۱۸ متری طبقات می شود که بخش مرکزی را به مکعب پیرامونی متصل میکردند.هر طبقه نیز علاوه بر وزن خودش می توانسته۱۳۰۰ تن را تحمل کند.با از دست رفتن استحکام ستونها و خم شدن انها به طرف خارج،طبقه ی صدم نمیتواند ۴۵۰۰۰ تن وزن طبقات بالایی را تحمل کند و ساختمان مانند دومینویی روی هم می خوابد.خلاصه اینکه با دلیل و مدرک اثبات می کند یک سازه ی ۵۰۰ هزار تنی، اینرسی فوق العاده ای برای فروریختن مستقیم روی خودش دارد تا سقوط به طرفین.
  • اینها به کنار،اصلا به نظر من اگر همه اینها فقط توطئه جمهوریخواهان برای فرار از رکود اقتصادی با ایجاد یک پرل هاربر جدید می بود، دموکراتها، NGO ها و خبرنگاران مستقل و بدون غرض شلوار بوش را تا به حال پرچم کرده بودند.به هر حال آنها تجربه واترگیت و نیکسون و مونیکا لوینسکی و کلینتون را داشته اند.
+ نوشته شده در  شنبه 23 شهریور1387ساعت 12:34  توسط نوستالژیک  | 

  • انتشار اسناد تازه ازاد شده رسمی و محرمانه آرشیو ملی بریتانیا به کوشش دکتر مجید تفرشی -که برای آزادسازیشان کار حتی به شکایت از وزارت خارجه انگلیس هم میکشد- در هفته نامه شهروند امروز نکات تازه ای را از آغاز درگیری های ایران و شیوخ خلیج فارس و نقش بریتانیایی ها پس از اعلام خروج نیروهای نظامی شان در اوائل سال ۱۹۶۸نشان می دهد. من تکه هایی از آن را که به نظر خودم جالب بود در اینجا میاورم.
  • در این پژوهش دکتر تفرشی می نویسد که در سال ۱۸۸۶ نقشه ای از طرف مساحان رسمی نظامی بریتانیا از قلمرو ایران تهیه می شود که در سال ۱۸۸۸ از طرف ملکه ویکتوریا و توسط لرد سالزبوری وزیر خارجه وقت بریتانیا به ناصرالدین شاه هدیه می گردد. در این نقشه جزایر سه گانه صریحا" و به صورتی شفاف و غیر قابل تردید به رنگ قلمرو ایران رنگ آمیزی شده اند.ناصرالدین شاه همین نقشه را سندی برای اذعان انگلیسی ها به مالکیت ایران بر جزایر قرار می دهد و تا جایی پیگیر آن می شود که لرد سالزبوری بعدها میگوید این جریان به من یاد داد که هیچوقت نباید هیچ نقشه ای را در روال دیپلماتیک به کشوری اهدا کرد.این نقشه تایخی که سالها ناپدید بود اخیرا" و به همت پژوهشگر تاریخ خلیج فارس،دکتر تقی طبرسا در آرشیو وزارت خارجه ایران پیدا شد.
  • درجایی از آن نقل میشود که... درحل مساله بحرین و جدایی رسمی ان از ایران،از سوی مقامات بریتانیا به ایران وعده داده شده بود که کنار کشیدن بی دردسر از بحرین موجب حل بی دردسر ماجرای جزایر سه گانه به سود ایران،خروج نیروهای بریتانیایی و پایان ادعاهای اعراب دراین باره خواهد شد، ولی در عمل چنین نشد.
  • در جایی دیگر نشان میدهد که شیخ شارجه از نورتکات ایلی، مشاور ارشد حقوقی خودش درخواست می کند تا رسما از مقامات بریتانیایی بخواهد که مدارکی دال بر تایید ادعای مالکیت ولی نعمتان خود بر ابوموسی را به وی ارائه دهند چرا که بر خلاف دولت تهران که به گفته زندفرد،دیپلمات ارشد ایرانی پرونده بزرگ و کاملی برای اثبات سابقه مالکیت ایران بر جزایر سه گانه دارد،شارجه هیچ پرونده ای برای اثبات ادعای خود تهیه نکرده است.یعنی آن چه خود نداشت ز بیگانه تمنا میکرد.
  • همچنین در جایی:... بریتانیا ایران را متهم میکرد که با وجود ادعاهای حقوقی و تاریخی درباره مالکیت جزایر،آن کشور حاضر به رسیدگی به موضوع در یک دادگاه حل اختلاف بین المللی نیست.در ژانویه ۱۹۷۰ بریتانیایی ها مدعی می شوند که بر اساس ماده ۳۵ منشور سازمان ملل متحد،حتی در شرایطی خاص، کشورهایی که عضو دایم آن سازمان نیز نباشند-منظور امارات متحده عربی است که هنوز تاسیس نشده بود- قادر به طرح دعاوی خود در سازمان ملل می باشند.-در همین حین که انگلیسیها که از یکطرف قصد دارند ایران را راضی به حکمیت سازمان ملل در مورد طرح دعوای شیوخ راس الخیمه و شارجه کنند- داگلاس هیوم وزیر خارجه بریتانیا در نامه محرمانه ششم آوریل خود به دنیس رایت سفیر بریتانیا و دیپلمات مسئول در مذاکرات جزایر سه گانه -حتما" در حالیکه نیشش تا ان جایش باز شده بود- پیش بینی میکند که در صورت طرح دعوای شارجه و امارات علیه ایران،اکثریت جامعه بین المللی علیه ایران موضع خواهند گرفت! که البته با پافشاری شاه و اردشیر زاهدی، اصل این جریان عقیم می ماند.
  • در جایی دیگر...بر اساس نامه محرمانه ارتور (نماینده مقیم بریتانیا در بحرین) به ویلیام لوس (دیپلمات ارشد در مذاکرات جزایر) روز سی ام مارس شیخ صقر،شیخ راس الخیمه در خفا عنوان کرده بود که اگر قرار باشد از ادعای مالکیت جزایر تنب چشم پوشی کند و انها را به ایران واگذارد،ترجیح میدهد این کار را در قبال دریافت مبلغ زیادی پول از ایران به عنوان " فروش اجباری" انجام دهد.باز هم به محض اینکه نشانه هایی از مصالحه بین طرف ایرانی و اعراب دیده میشود،آرتور که کشورش مدعی تلاش صادقانه در حل و فصل منصفانه ماجراست به سِر ویلیام لوس توصیه می کند که بهتر است از اندیشیدن صقر به مصالحه با ایران بر سر تن بزرگ و کوچک در قبال دریافت پول جلوگیری شود.
  • درجایی:...بر اساس گزارش محرمانه ۲۲ ژوئیه رمزباتوم سفیر جدید انگلیس در ایران، از نشست ناهار خود با وزیر خارجه ایران،زاهدی چنین اظهار میکند:شاه شخصا" به سیاست تامین حاکمیت ایران بر جزایر متعهد است و به هیچ وجه قادر به سرپیچی از این سیاست نیست.حتی اگر شاه ناپدید شود و رژیم دیگری سر کار بیاید،وضعیت یکسان خواهد بود.مردم ایران اکنون راه حل دیگری را نمی پذیرند.زاهدی به من اطمینان داد و من -رمزباتوم- فکر میکنم منظورش ارجاع به موقعیت و منافع بریتانیا در ایران بود،که اگر موضوع بالا گیرد، وضع دوران مصدق در مقایسه با ان ملایم جلوه خواهد کرد.شاه برای تضمین تامین منافعش حتی آماده ورود به جنگ با بریتانیاست.
  • یاد دایی جان ناپلئون به خیر. جالب بود نه؟ به هر حال بعد از ماجراهای قفقاز،افغانستان و بحرین،این اسناد فقط یکبار دیگر اعمال نفوذ موذیانه انگلیسها را بر علیه منافع ایران نشان میدهند.حقیقتا" حکمتی در کار بوده که خدا در آن شش مرحله خلق کائنات،این جماعت را در جزیره ای جدا افتاده از حتی خود اروپا ساکن کرد وگرنه احتمالا" امروز کل جهان مستعمره روباه پیر بودند.
  •  پ.ن: بعد از چند روز این را از دکتر تفرشی گرفتم:
  • از توجه شما به این مقاله بلند که واقعا برای تهیه و نگارش آن زحمت زیادی کشده ام ممنونم. باید خدمتتان عرض کنم که متاسفانه شهروند امروز به دلایلی نیمی از مصاحبه من را پس از تصحیح و تایید منتشر نکرده و من مجبور شدم متن کامل آن را در وبلاگم منتشر کنم. ممنون می شوم اگر خواندید و خوشتان آمد به هر نحوی که صلاح می دانید در نشر آن بکوشید. ضمنا من حدود دو هفته دیگر برای چند سخنرانی و چند کار شخصی چند روزی را در تهران خواهم بود.
    با سپاس و مهر و به امید دیدار:
    مجید تفرشی-لندن
  •  
+ نوشته شده در  دوشنبه 18 شهریور1387ساعت 12:8  توسط نوستالژیک  | 

  • در ايران عقيده عموم بر اين است که احمدي نژاد محافظه کار در انتخابات بعدي رياست جمهوري که قرار است در بهار آينده برگزار شود باز هم به عنوان رئيس جمهور ايران انتخاب خواهد شد.اگر چه سياست هاي احمدي نژاد در حوزه اقتصاد باعث گراني و تورم شده و حتي انتقاد اصولگرايان را نيز برانگيخته اما هنوز هم رئيس جمهور ايران در بين مردم از محبوبيت بالايي برخوردار است.اصلاح طلبان اين نوع دولتمداري را سياست «خواباندن فشار ناشي از نارضايتي مردم» مي نامند. در مقابل طرفداران احمدي نژاد اين روش را «عمل به دولتمداري واقعي مبتني بر مردمسالاري» مي دانند.در بين ايرانيان نوعي بي اعتمادي تاريخي نسبت به سياستمداران وجود دارد. با اين همه شخصيت ساده، بي آلايش و مردمي احمدي نژاد تحسين مخالفان وي را نيز برمي انگيزد.
  • بخشی از گزارش کاسوگا تاکايوکي خبر نگار روزنامه ماینیچی ژاپن
  • این یک مشت است از خروار. آدم بعضی وقتها به این نتیجه می رسد که کیم فرمانروای کره شمالی کار خوبی کرده که چندین سال است اجازه ورود خبرنگاران خارجی را به کشورش نمی دهد.بعد کمی بیشتر فکر میکند و می ترسد.می ترسد که نکند واقعیت همان چیزی باشد که این خارجی های موطلایی یا چشم بادامی یا عرب درباره ی فهم سیاسی ایرانیها می نویسند.ایرانیهایی که به قول آن انگلیسیه، نصف عمر خود را با تعارف کردن جلوی هر در ورودی تلف میکنند. خبرنگاران خارجی هیچوقت نمیتوانند به عمق جامعه ایران نفوذ کنند. آنها نهایتا" می توانند مثل شان پن فقط یک وقایع نگار منجمد بدون قدرت تحلیل باشند یا مثلا" ته هنرمندیشان تهیه یک گزارش از یک گروه راک زیرزمینی معترض یا زوایای مخفی زندگی یک طلبه در تهران باشد. وقتی هنوز خود مردم ایران درست و حسابی از پیچیدگیهای سیاست در این کشور سر در نمیاورند تحلیلهای خبرنگاران خارجی بیشتر به درد عمه شان میخورد و بدتر به خرابتر کردن وجهه مردم ایران پیش بقیه مردم جهان کمک میکند که ایران و ایرانی ها را فقط از دریچه قلم و دوربین خبرنگارانشان می بینند. به نظر من آن چیزی که خبرنگاران خارجی از ایران بازتاب می دهند دروغ نیست، واقعیت است ولی نه همه واقعیت و این بدترین نوع گزارش سازیست که شما از یک فیل فقط خرطومش را توضیح دهید.
+ نوشته شده در  شنبه 16 شهریور1387ساعت 12:33  توسط نوستالژیک  | 

  • وودی آلن میگوید "ظاهرا" دنیا شامل خوبها و بدهاست. خوبها بهتر می خوابند.حال انکه ظاهرا"بدها از بیداری خود بیشتر لذت می برند." گذشته از این،به شخصه از تو نیکی می کن و در دجله انداز به سری که درد نمیکند دستمال نمی بندند رسیده ام. دور و بری هایم هم انگار همین مرض مزمن را گرفته اند: اعتقاد به اینکه در روزگار ما کف خوب بودن به قولی کشیده پایین.دیگر لازم نیست خوب بودنت را با انجام کارهای به قول قدیمی ها، حسنه ثابت کنی. دیگر لازم نیست هیچ کوری را از هیچ خیابانی رد کنی. همین که خلاف عقاید و باورهای شخصی ات قدمی برنداری،همین که ان کور را نفرستی جلوی ماشین، خوبی. اصلا"خوب که هیچ، سردار فاتح زمانه ی خودتی.
+ نوشته شده در  جمعه 15 شهریور1387ساعت 9:22  توسط نوستالژیک  | 

  • شما میتوانید استدلال کنید چون آمریکا دستش زیر سنگ عراق و افغانستان بند است و انتخابات ریاست جمهوری را در پیش دارد و طبعا" هر حرکت اشتباه جمهوریخواهان بر نتیجه انتخابات اثرگذار خواهد بود ،ان هم در حالیکه صدای پای جان اف. لوترکینگ،اوخ ببخشید باراک اوباما به گوش می رسد پس قطعا" آمریکا لااقل در یکسال آینده به ایران حمله نخواهد کرد.ولی خوب اینکه خشم ما را خالی و دل ما را خنک نمیکند چون نقش محوری مان را نادیده میگیرد، پس می توانید مثل محمد علی رامین،از حامیان و تئوریسین های دولت نهم، در مصاحبه پنج شنبه هفتم شهریور با ویژه نامه اعتماد اینطوری بگویید که :"من امریکا راخوب می شناسم.انها چنان ترسو بی عرضه هستند که نمی توانندکشور خودشان را اداره کنند. همه میدانند که این روزها سربازان امریکا و انگلیس در عراق با شب ادراری می خوابند و هزاران سرباز آمریکایی فراری شده و از کشورهای دیگر پناهندگی سیاسی گرفته اند.مطمئن هستم انها چنین جسارتی ندارند ولی میتوانند لشگری از آدمهای ترسو را در قالب روشنفکر و فعالان رسانه ای به جان مردم ایران بیندازند و آنها را بترسانند تا مردم در برابر استکبار احساس ضعف کنند." آیا واقعا" آمریکا و انگلیس نمیتوانند کشور خودشان را اداره کنند و با قطعیهای های عجیب برق و گاز مواجهند؟ آیا تورم افسار گریخته دارند؟ آیا در المپیک یک مدال طلا توسط پهلوان هادی ساعی میگیرند؟ ایا مثلا" با رفتن بلر و آمدن براون در انگلیس، سیستم مدیریتی کن فیکون میشود،بانکها یکساعت دیرتر باز میشوند،ساعتها یکساعت جلو کشیده نمیشوند و وضعی میشود که بیا و ببین؟ آیا سربازهای آمریکایی شب ادراری دارند؟ آیا آنها فورم تحول اقتصادیشان را پر میکنند؟ آیا تلویزیون هایشان هر تظاهرات کوچک سوسیالیستها با پرچمهای قرمز علیه بوش و دیگران را که کاملا" ایدئولوژیک است به پای مخالفت "مردم" آن کشور با "سیاستهای جنگ طلبانه بوش" میگذارند؟ یادم هست یکبار CNN فیلمی از یکی از همین سوسیالیستها نشان میداد که ماسک بوش را زده بود و در پیاده روهای نیویورک چهار دست و پا شده بود و روی باسنش جای کف پا کشیده بود و از هر عابری که رد میشد درخواست یک لگدی چیزی میکرد! آیا او شب ادراری داشت؟ آیا چون برق خانه شان که قرار بود ۷ تا ۹ شب برود از ۹ و نیم تا ۱۱ و نیم رفته بود و او نتوانسته بود سریال ترانه مادری- با زیرنویس انگلیسی البته- را ببیند دست به چنین کاری زده بود؟ آیا...
  •  
  • Anti bush
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 شهریور1387ساعت 11:38  توسط نوستالژیک  | 

  • چلچراغ در اقدامی متهورانه خواسته بود که برگزیدگان و علاقمندان مسابقه داستان نویسی سال گذشته، چهارشنبه عصر در دفتر مجله واقع در خیابان گلشهر، بلوار جردن حاضر شوند تا در مراسم جمع و جوری جوایزشان را بگیرند.نبشته ی ما هم هر چند روی سکو نرفت ولی از انجا که در رده بندی مدالها جزو ده تای برگزیده قرار گرفته بود حضور را به هم رساندیم.مراسم با حضور اساتید و اهل فن هایی از قبیل شیخ شامات، امیر ژوله، جلال سعیدی،علی میرمیرانی، دکتر صدری،دکتر ژیواگو،مرحوم بورخس، مسعود مرعشی،پویان امیری،هوگو چاوز،ژرژ وه آ،شرمین نادری، پریچهر باقری، ابراهیم رها، نوستالژیک،هاروکی موراکامی، صدرا بکتاش و تنی چند از مقامات مسئول و غیرمسئول در جوی زیادی صمیمانه و بدون فاجعه خاصی برگزار شد.در ابتدا و پس از پخش چندین و چند باره کمیک استریپهای بزرگمهر حسین پور که به نظر میاید تنها فایل تصویری کامپیوترهای چلچراغ است، پیام ویژه سالینجر به مناسبت این رویداد ادبی توسط یکی از حضار که نخواست نامش فاش شود قرائت شد.در ادامه، دکتر صدری به عنوان مجری و سردبیر جدید پس از سفر بزرگمهر شرف الدین و مابقی هیئت تحریریه به ایالات رو به زوال نه چندان متحده اعلام نمود که "در پی فراخوان ما بیش از 600 داستان دریافت کردیم که بالای 500 تای آن مستقیم یا غیر مستقیم به مسئله مرگ پرداخته بودند و این برای جامعه جوان ما خیلی عجیب می باشد و باید جامعه شناسان روی ان کار کنند که چرا.واقعا" چرا. پس تصمیم گرفتیم داستانهایی را انتخاب کنیم که مرتبط با مرگ نباشند."
  •  
  • امیر ژوله و علی میرمیرانی
  • از انجا که کامپیوتر هم به با ویدیوپروژکتور به مشکل خورده بود چاره ای نبود جز اینکه دکتر همچنان سخنرانی کند که با جوسازیهای امیر ژوله –این بشر طنز متحرک است.وقتی کنارش می نشینی تازه می فهمی حرف زدن معمولیش هم همان شکل نوشته هایش است-  و دست زدنهای متناوب مجبور به ترک سن و پوزش به خاطر اختلالات پیش امده شد. از نکات دیگر اینکه با دخالتهای دستهای پشت پرده و عناصر بیگانه و طی یک نورپردازی محیرالعقول،در حین سخنرانی دکتر صدری برق Stage خاموش بود و برق حضار روشن که با اتمام سخنان وی، برق stage روشن و برق حضار خاموش شد .سپس از آنجا که از 4 نفر برگزیده یکی در عسلویه و یکی در خارج و یکی در یک جای نامشخص دیگر بود از طرف آقای مظاهری- اسپانسر معروف- به تنها نفر حاضر یعنی نفر سوم و همچنین جلال سعیدی به نیابت از دوستش که بدون پارتی بازی برنده شده بود سکه ای به رسم یادبود اهدا شد که این عمل با اعتراض ژوله مواجه شد.در انتها هم پذیرایی مفصلی با مایعی شبیه شربت پرتقال و شرینی دانمارکی از مدعوین به عمل امد که باعث نشاط خاصی شد.
  •  
  • فتوژنیک ترین عکس جلال سعیدی!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت 10:18  توسط نوستالژیک  | 

  • میگویند خوابهای آدم ریشه در اتفاقاتی دارند که در روز میفتند و ما هم که "مالهالند درایو" را دیده ایم و فکر میکردیم از این حرفها سر در میاوریم،ولی نیاوردیم. که چرا باید دو شب پشت سر هم خواب کروکودیلی را ببینم که مشغول ذره ذره بلعیدن جیمز بلانت خواننده ی کمی تا قسمتی محبوب من است! محیرالعقول تر اینکه در آخرین سکانس خواب، کروکودیل که اتفاقا" از نوع خُلَص استرالیاییش هم بود، گوش جیمز بلانت را -که ظاهرا" تنها باقیمانده ی جیمز بیچاره بود- با دو انگشتش گرفته و رو به من تکان میداد. فکرش را بکن این از کجای تصاویر روزانه ی من می توانند منشا گرفته باشند!
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 8:45  توسط نوستالژیک  | 

  • جولیان فون میتلشتاد خبرنگار اشپیگل در شماره اخیر این مجله آلمانی،گزارشی اختصاصی از نوار غزه تحت سیطره حماس تهیه کرده که هر چند کاملا"بی طرفانه نیست ولی جالب از کار درامده.بد ندیدم به فارسی هم ترجمه ش کنم:
  • یکسال بعد از در دست گرفتن تمامیت قدرت در نوار غزه، حماس از هر وقت دیگری قویتر است. مخازن سلاحهایش سرشار است و کنترلش بر زندگی روزمره استوار و محکم. اسلامیست ها میتوانند مشغول کسب و کارشان باشند که تا درجه زیادی در سایه منابعی است که از طریق تونلهایی که غزه را به مصر متصل میکنند به دست میاورند. سلطان سازندگان تونل امشب مهمانی خیره کننده ای داده بود با گلهای رزی از مصر. و رقص تا دمادم صبح. هزاران نفر در این رویداد شرکت کردند تا ازدواج او و عروس پانزده ساله ش را جشن بگیرند.او دخترک را انتخاب کرد و خانواده ی دخترک هم با خوشحالی قبول کردند،چون هیچکس با کسی که ابوابراهیم مینامندش مخالفت نمیکند.
  • وی ثروتمندترین مرد رفح است و اینجا معتقدند میلیونها دلار میارزد.او یک جیپ طلایی رنگ دارد و ساختمان تجاری چندطبقه ای را بنا کرده است که تنها سازه از نوع خودش در منطقه ست.او همچنین یک همسر و ده قرزند دارد و حالا این دومین همسرش را اختیار کرده،که برای او یک تختخواب عروسی،یک یخچال و دو تلویزیون از طریق همان تونلها از مصر آورده است.
  • ابو ابراهیم،38 ساله، حماس را واردار به قدردانی از ثروتش کرده و حماس هم قدرتش در نوار غزه را مدیون ابوابراهیم است.25 سال پیش او اولین تونل را در حالی زیر مرز مصر حفر کرد که 13 ساله بود و از اولین کسانی بود که مبادرت به انجام این عمل مخاطره آمیز در زیر زمینهای رفح میکرد.در ابتدا به قاچاق طلا،پنیر و سیگار می پرداخت اما پس از آغاز انتفاضه دوم در سال 2000، تجارت او عمدتا" به سمت سلاح سوق پیدا کرد. این ابراهیم بود که به مسلح شدن اسلامیست ها کمک کرد و برای انان کلاشینکف،مهمات و مواد منفجره ای را تهیه کرد که از بعد از به قدرت رسیدن حماس در ژوئن سال گذشته از آن استفاده کرده اند.
  • هر چند حماس  به یک پیروزی نظامی بر رقیبش فتح در 14 ژوئن 2007 دست پیدا کرد، اما همچنان بعد از گذشت یکسال، این جنگ داخلی ثانویه و بی صدا بر سر کنترل نوار غزه تا امروز ادامه دارد. این جنگی بر سر این است که چه کسی در آینده حکم و قانون را برای کارمندان اداری و نیروهای شبه نظامی تعیین خواهد کرد و همچنین بر سر اینکه چه کسی مالیاتها را جمع آوری خواهد کرد و چه کسی این حق را دارد تا اسراییل را هدف راکت قرار دهد.
  • وقتی جمعه دو هفته پیش پنج عضو حماس در یک بمبگذاری جلوی کافه ای ساحلی کشته شدند،رهبری حماس فورا" رقییبش فتح به رهبری محمود عباس را مسئول حمله دانست.اما این نیزمحتمل است که بمبگذاری توسط عناصری در سلسله مراتب شبه نظامیان خود حماس انجام شده باشد.سازماندهی اسلامیست های رادیکال گاه و بیگاه به دسته بندی های متعددی تقسیم می شود.
  • شاهراه های زندگی غزه
  • حماس بمبگذاری را دستاویزی برای اجرای بزرگترین حملاتش از پس از به قدرت رسیدن قرار داد و 200 نفر از فعالانی که ظن همکاریشان با فتح میرفت را دستگیر کرد و در پی یافتن سازمانهای وابسته به آن برامد و انتشار سه روزنامه را هم توقیف کرد. در پاسخ، رهبری دولت فتح در کرانه غربی هم 150 عضو حماس را دستگیر کرد. صدها تن از اعضای فتح تاکنون به اسرائیل گریخته اند و در ابتدای این هفته متعاقبا" به کرانه غربی انتقال داده شدند.
  • دو تکه نامرتبط فلسطین آینده،از هم چنان در حال دور شدنند که صفحات قاره ای زمین.در همین حال،حکام جدید غزه مداوما" کنترلشان بر نواره باریک ساحل مدیترانه را گسترش میدهند و مهمترین یاری دهندگان انان، مردان تونل ساز رفح هستند.
  • بر طبق گزارشهای آژانس اطلاعات داخلی اسراییل،175 تن مواد منفجره از ژوئن 2007 به منطقه قاچاق شده است،به همراه10 میلیون قطعه فشنگ،دهها هزار قبضه اسلحه خودکار، نارنجک،مین های زمینی، و موشکهای رهگیر دقیق. اسلامیستها معتقدند که برای قاچاق سلاح بهتر است از همین تونلهای تقویت شده با سیمان - که هم اکنون به تهویه هوا و مخزن آب هم مجهز شدند- استفاده کرد. اما چیزهایی فراتر از سلاح از این تونلها میگذرند.
  • از زمانی که اسراییل نوار غزه را تحت عنوان "قلمرو دشمن" دسته بندی کرد و مرزهایش را مهر وموم کرد، 95درصد تجارتخانه ها مجبور به تعطیلی و 70000 کارگر و حدود 40000 کشاورز بیکار شده اند. این مسئله تونلها را به شاهراه زندگی 1.5میلیون ساکن غزه تبدیل کرده است.از البسه تا کوکاکولا تا سیمان،تقریبا" همه کالاها به زیرزمین این نوار ساحلی میرسد.
  • پنج هزار نفر در این تونلها کار میکنند، جایی که تا 15 سال پیش فقط 150 نفر مشغول کار بودند.در حال حاضر هر کس که استطاعت خرید یک بیل،یک ژنراتور و یک جرثقیل کوچک را داشته باشد به کار حفاری می پردازد و البته هر هفته کسانی در این راه کشته می شوند یا به خاطر اینکه تونلها خوب استحکام بخشی نشده اند یا به این دلیل که مصریها انها را منفجر میکنند.
  • بازی موش و گربه
  • جویندگان جدید طلا در رفح، دقیقا" بر ماسه های طرف دیگر مرز روی ادعایشان شرط بسته اند و قیمت زمین هم در اینجا بالاتر از هر جای دیگری در نوار غزه است. مدخل تونلها در آلونکهاییست که با تخته های چوبی ساخته شده اند و با گیاهانی پوشانده شده اند تا شبیه باغچه به نظر بیایند. بدنه مدخل تا 10 متر عمق دارند و در انتهای آن راهرویی است که به جنوب غربی  میرود.تونلها 60 سانتیمر عرض و یک متر ارتفاع دارند و تا 1 کیلومتر هم طول دارند.گاهی تا 4 تونل با هم به فضای عمودی خروجی میرسند،تونلهایی که فقط با یک الوار از هم جدا شده اند.
  • هر تونل، خروجی های متعددی در آن سوی مرز مصر دارد تا اگر یکی از انها لو رفت، مابقی بتوانند باز بمانند. این یک بازی موش و گربه است که البته مصریها به تعقیب کردن قاچاقچی ها بی میلند.اسراییلی ها، به نوبه خودشان، ادعا میکنند که هیچکس دقیقا" نمیداند تونلها کجا هستند و انان هم تمایلی به بمباران غیر نظامی ها ندارند. اما طبق نظر ابویعقوب "اینکه حماس در غزه قدرتمند بماند برای اسراییلی ها نیز خوبست،چون دراین صورت معنای آن اینست که هیچکس به طور جدی وادارشان نمیکند تا بر سر یک نقشه صلح جدید مذاکره کنند."
  • ابویعقوب دستیار ابوابراهیم قاچاقچی سلاح است که هم اکنون برای جانش می ترسد و ترجیح میدهد پنهان بماند.دو مرد در زمان کودکی به دنیای زیر زمین رفتند و هرچند ابویعقوب هیچوقت به ثروتمندی رفیقش نشد اما به اندازه کافی برای خریدن یک ویلای دلفریب درامد داشته است.و چه خواهد شد اگر تونلها فردا بسته شوند؟ ابویعقوب دستهایش را به هم میزند "خوب، من دیگه کار نخواهم کرد."
  • اما حالا به بدنه یکی از تونلها تکیه داده، جاییکه کارگرانش مشغول حفر تونل جدیدی هستند.انها فقط 200 متر تا رسیدن به هدفشان فاصله دارند.با استفاده از تصاویر گوگل erath ، کابلهای برق و تیوبهای اکسیژن و سیستم مخابرات داخلی را در زیر زمین نصب میکنند.ساختن همچین تونلی 6 ماه زمان و 40000 دلار هزینه می برد و صاحبان ان تونلهایی که کشف می شوند تقریبا" همه چیزشان را از دست میدهد. در طرف دیگر انهایی که موفق میشوند میتوانند شانسی داشته باشند.
  • بخش دوم: ثبات آتش بس برای تجارت خوب نیست
  • در اوج تحریم و محاصره،قیمتها چهار برابر شدند و برای مدتی سیمان در غزه 10 برابر قیمت ان درمصر شد.اما حالا، آتش بس 19 ژوئن نقشه های قاچاقچی ها را عقیم گذاشته است.برای چند هفته گذشته هر روز حدود 90 کامیون اجازه عبور از مرز اسراییل را می یابند.هرچند این تعداد فقط بخشی از 400 کامیونی است که قبل از محاصره وارد غزه میشدند ولی همین قدرهم برای سقوط فوری قیمتها در رفح کافی بود. دو هفته پیش چند دستفروش و دلال یک راکت دست ساز را در مسیر شهر اسراییلی سدروت منفجر کردند با این امید  که دولت اسراییل را وادار به دوباره مهر وموم کردن مرزها کنند. "آتش بس شاید برای مردم غزه خوب باشد ولی برای ما نه." ابویعقوب این را  میگوید.
  • شاهراه حیاتی غزه سلسله تونلهای ان به سمت مصر است
  • اتش بس همچنین برای حماس هم زیان بار بوده است، زیرا عبور و مرور زیرزمینی یکی از منابع کلیدی کسب درامد است. این اعتقاد وجود دارد که اسلامیست ها روزی 10000 دلار به عنوان دستمزد استفاده –به اندازه مالیات بهای افزوده- از صاحبان تونلها درامد دارند که تمامی ان به صورت نقد به جمع کنندگان مسلح مالیات که در خروجی تونلها منتظر می ایستند پرداخت میشود. اگر یک جعبه سیگار 74 سنت در مصر می ارزد،در غزه2.87 دلار قیمت دارد که نیمی از سود ان به جیب حماس میرود. و خوب، آدمهای زیادی هم در غزه سیگار میکشند.
  • اسلامیست ها همچنین توزیع بنزین را کنترل می کنند.هر کس که مایل به خرید بنزین باشد باید اول یک تضمین نامه از حماس بگیرد به قیمت 264 دلار و در عوض سهمیه ای به اندازه 20 لیتر هر دو هفته یکبار به او داده میشود -حتی حالا هم که اسراییل اجازه ورود 1 میلیون لیتر سوخت اتوموبیل را به نوار غزه داده است- بااینحال بسیاری از ساکنین، با مخلوطی از بنزین و روغن نباتی و روغن اتوموبیل چندین بار مصرف شده رانندگی میکنند.در نتیجه، نوار غزه بوی یک دکه سیب زمینی سرخ کرده فروشی را میدهد.
  • اما برای اسلامیستها مسئله فقط پول نیست بلکه برقراری عدالت و مهمتر ازآن برقراری عدالت "توسط چه کسانی" هست.بعد از کودتای حماس، محمود عباس از قضات غزه خواست تا بر سر کارهایشان حاضر نشوند.این موضوع حماس را بر ان داشت تا در نوامبر گذشته بر دادگاهها مسلط شود و قضات تابع اهداف خودشان را منصوب کنند.بعضی ها حتی دوست دارند همین دادگاه ها هم وجود نداشته باشند. یکی از انان و شاید ومهمترین انها،مروان ابوراس است که به عنوان مفتی حماس شناخته می شود. رهبران سیاسی این سازمان ترجیح میدهندتا همردیف با ابوراس نامبرده نشوند و او را منحصر به فرد و عجیب می دانند. اما نخست وزیر حماس،اسماعیل هنیه و محمود زهار از بنیانگذاران حماس دوست دارند تا مسائل دینی را با وی که در مدینه تحصیل کرده مطرح کند. دانشمند دینی عبای بلندی که تا زمین می رسد پوشیده و شکمش بر لبه میزش فشار میاورد.روی میز، قرانی بر قابی از چرم قرمز و مصنوعی تمساح قرار دارد. ریشش و پرچم فلسطین روی میز در نسیمی که از پنکه دفترش می وزد در اهتزازند. او بیشتر خواب آلود به نظر میاید تا خطرناک و همچنین هیچ سازگاری با کسی ندارد که جمعه دو هفته پیشش یک بمب جلوی خانه اش منفجر شده باشد. از نظر او کوشش برای بمبگذاری یک عمل انتقامجویانه محرز توسط فتح فرض میشود.
  • ناامید از اسلامیست ها
  • به خاطر فتوایی که ابوراس صادر کرد بود که  100 عضو فتح در چهار روز ابتدای به قدرت رسیدن حماس در سال گذشته جانشان را از دست دادند.مفتی میگوید" هر کسی که قتل و جنایتی انجام داده است باید محکوم به مرگ شود.قبل از سرکار امدن حماس اینجا جرایم زیادی اتفاق میفتاد.هم اکنون ولی اعاده قانون شده است." قانون البته معنی شکنجه را هم میدهد،چیزی که ابوراس به سختی مایل به قبول آن است. فلسطینیانی که به کرانه غربی گریخته اند گزارش داده اند که به دیوار میخکوب میشدند و پس از زندانی شدن درتابوتهایی مورد اعمال تحقیرآمیز از سوی اعضای حماس قرار میگرفتند. "ما بهترین جنبه های سیستم ایران و عربستان را برخواهیم داشت" ابوراس تاکید میکند که زنها میتوانند در دانشگاهها حاضر باشند،به خرید بروند و رانندگی کنند." ازاینها گذشته، ما طالبان نیستیم."
  • تاثیرگذاری اسلامیست ها هر روز بیشتر و بیشتر قابل رویت می شود.بیشتر مردها اکنون ریش کامل میگذارند و اکثر زنها حجاب کامل و روسری به سر دارند.مناره ها درسرتاسر غزه درحال برپا شدنند و الکل دیگر در دسترس نیست،رقصیدن مختلط درجشنهای ازدواج ممنوع شده و مدارس مذهبی گسترش می یابند.همچنین حریقهای عمدی علیه موسسات مسیحی و کافی نت ها اتفاق میفتد و چندماه پیش هم اسلامیست ها حتی نارنجکی را جلوی هتل دیارا منفجر کردند به این دلیل که گفته میشد خدمتکاری در فنجانهای قهوه مشروب سرو کرده است.بالکن هتل دیارا ماواییست برای طبقه متوسط، و خانواده ها عصرهایشان را با رامی بازی کردن {نوعی بازی با کارت} در انجا سپری میکنند. شرحبیل زعیم هر روز با همسر و چهار فرزندش به هتل دیارا میاید. او مالک بزرگترین موسسه حقوقی در فلسطین است و تا دو سال پیش به سرمایه گذاران عرب و موسسات غیردولتی بین المللی مشاوره حقوقی میداد. اما از بعد از کودتای حماس،سرمایه گذاری متوقف شده و دادخواستهای حقوقی دیگر به ندرت پر میشوند.اکنون زعیم، به همراه همسرش آزمون کشوری علوم سیاسی را گذرانده و مشغول مطالعه برای دریافت فوق لیسانس حقوق است. او میگوید" حالا وقت زیادی دارم."
  • به همراهی تعدادی از فلسطینیان همفکرش،زعیم در حال تاسیس حزب جدیدیست: مجمع فلسطینیان، که از طرف منیب مصری،یک میلیونر نابلسی حمایت میشود. "ماحداقل پنج سال دیگر نیاز به فعالیت داریم تا بتوانیم بر حماس پیروز شویم" اما او امیدوار است و خاطرنشان میکند که خیلی از مردم از تندروهای اسلامگرا ناامید شده اند.
  • مردم دوباره شبها در خیابانها دست به معاملات قماری میزنند، علیرغم اینکه در هر گوشه ای یک افسر پلیس وجود دارد، زعیم میگوید این هم مربوط به گسترش دستاوردهای حماس است. "حماس برسر قدرت است اما هنوز مانند یک حزب اپوزیسیون فکر میکند" جمع آوری زباله از خیابانها را نادیده میگیرد،برای تعمیر چراغهای راهنمایی،جاده ها و شبکه آب کاری نمیکند و توجهی به کودکانی که در تقاطعها گدایی میکنند ندارد.
  • حماس حتی زیر مهمترین قولش زده است: مبارزه با فساد." شما میتوانید زندانی بودنتان را به سادگی بخرید،و این حتی ارزانتر از خریدنش تحت سیطره فتح است" این را مردی که میخواست ناشناس بماند میگوید." یک پلیس راهنمایی اخیرا" ازمن تقاضای اعانه ای برای خرید صبحانه میکرد." اما فساد در ساختار قدرت غزه بیشتر از بالا سرچشمه میگیرد تا از پایین.
  • رهبر بالفعل غزه،اسماعیل هنیه، که 28 کیلو وزن اضافه کرده، دفترش را در مهمانخانه دولت سابق مستقر نموده، البته با یک منظره عالی به اقیانوس.دیگر مسئول سازمان طاهر نونو سخنگوی حماس دوست دارد در هتل دیارا مستقر باشد و با ریشی به دقت اصلاح شده و لبخندی بی وقفه بر لب به میهمانانش خوشامد میگوید .هر کس که به سخنان نونو گوش میکند متوجه میشود که حماس مایل به آزادسازی گیلاد شلیط،سرباز ربوده شده اسراییلیست تا حتی برای رسیدن به صلح یک دولت وحدت ملی با فتح تشکیل دهد.
  • نونو قلیانش را دود میکند.او میتواند تکیه دهد و استراحت کند زیرا اوضاع برای حماس مساعد پیش میرود.انها فتح را تا بدانجا منزوی کرده و به حاشیه رانده اند که حتی گفته میشود محمود عباس هفته پیش مستاصلانه تهدید کرده بود که اقتدار و صلاحیت دولت خودمختار فروخواهد پاشید اگر اسراییل بخواهد شلیط را با دو زندانی مشهور حماس معاوضه کند.این موضوع معنی دار است زیرا ازادسازی فلسطینیان تا به امروز متداوما" یک مسئله بی طرفانه و مشترک برای تمام احزاب به حساب میامد.
  • نونو چهره آشکار حماس است.چهره دیگر حماس لبخند نمیزند و متعلق به ایمن 26 ساله  با ریشهایی پرپشت واصلاح نشده ست که رویای شهادت را دارد." من دیر یا زود خواهم مرد.عالی خواهد شد اگر در حمله ای به اسراییل کشته شوم." او کلیپی را در موبایلش نشان می دهد که وی را در حال شلیک کردن کلاشینکف نشان میدهد و سپس عکس دخترش را که فقط چند ماه دارد.
  • ایمن شش سال پیش به عنوان رزمنده به گردانهای الاقصی پیوست و سپس عضو گارد ریاست جمهوری فتح شد.بعد از کودتا او به حماس روی اورد.حالا روزها یک افسر پلیس است و شبها عضوی از گردانهای قسام. او حتی لازم نیست لباسهایش را از این شغل به شغل بعدی عوض کند.یونیفورم هردو یکسان است.
  • پیش از آتش بس،او راکتهایی را به شمال غزه انتقال میداد و از انجا شلیک میکرد.اما با اینکه حالا دوران اتش بس است سر او به هیچ وجه خلوت نشده." اتفاقا" برعکس!" او میگوید." ما برای حمله بزرگ بعدی تمرین میکنیم." معنی این جاسوسی کردن از مواضع اسراییل و کاشتن مواد انفجاری در حواشی مرز است.صدای انفجارها این روزها زیاد شنیده میشود، در حالیکه رزمندگان قسام برای جنگهای چریکی اماده میشوند..در همین زمان،حماس سعی دارد تا گردانهایش را با یک سلسله فرماندهی مشخص به شکل یک ارتش موثر دوباره ساماندهی کند که بتواند مانند انچه حزب الله در لبنان کرد در برابر تهاجم اسراییل مقاومت کند.
  • "ما قطع امید کرده ایم، چون اسراییل به طور کامل مرزها را طبق آنچه قول داده باز نمیکند.به همین دلیل است که به زودی آتش بس را خواهیم شکست." این را ایمن میگوید.او امیدوار است که این موضوع بالاخره شانس اینکه رویاهایش به حقیقت بپیوندند را بدهد.
  • ابوابراهیم،سلطان تونلهای رفح هم ممنون خواهد بود.
  • منبع: اشپیگل
  • برگردان به فارسی:نوستالژیک
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1387ساعت 12:27  توسط نوستالژیک  | 

  • -در قاموس ما استعفا معني ندارد، زيرا استعفا به معني طلب عفو كردن است و بنده گناهي نكرده ام كه استعفا هم كنم ..."آیت الله عمید زنجانی رییس سابق دانشگاه تهران درست یکسال پیش"
  • -در نظام ما که هدف خدمت است، استعفا معنایی ندارد."اسفندیار رحیم مشایی رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری"
  • -در المپیک پکن ناکام نبودیم."علی آبادی رییس سازمان تربیت بدنی"
  • من نه کارشناس ورزشم و نه حتی یک عکس با شورت ورزشی دارم ولی اگر قبول کنیم که برای المپیک بزرگترین گردهمایی ملتهای جهان برای اثبات پیشرفتهاست و هر بار بالارفتن پرچم کشوری پلاکارد تبریک ان پیشرفتهاست،برای ما المپیک فقط حکایت ادعاها و شکست هاست.اقای علی آبادی ما نمیخواهیم به بازیهای آسیایی گوانگجوی ۲۰۱۰ امیدوار باشیم.ما نمیخواهیم در المپیک لندن ۲۰۱۲ با پانصد ورزشکار شرکت کنیم.ما نمیخواهیم به یک چهارم جام جهانی صعود کنیم.ما نمیخواهیم سالی صد تا ورزشگاه سر هم بندی شده افتتاح و یک هفته بعدش یواشکی به خاطر انجام تعمیرات تعطیلش کنیم.ما نمیخواهیم هر سال یک المپیاد فرمایشی و پر خرج ایرانیان برگزار کنیم و خودمان قربان دست و پای بلوری خودمان برویم و عوضش در اوج مسابقات المپیک به جای سالنهای پکن، نمایش کسل کننده ی کاتای تیمی سالن شهید افراسیابی را تماشا کنیم.ما نمیخواهیم فوتبالمان در آستانه جام جهانی تعلیق شود، ما نمیخواهیم مدیر عامل منصوب شما در تیم پر هزینه ای مثل استقلال فقط با یک سهل انگاری حضور در جام باشگاهای اسیا را به باد فنا بدهد.ما کلا" نمیخواهیم.
  •  آمریکا و انگلیس و چین و فرانسه که هیچ،حتی جاماییکا و نیوزیلند و کره جنوبی هم نه، حتی با کوبا و آذربایجان و کنیا و اتیوپی هم نه، ما باید از هر لحاظ خودمان را با هم رتبه ای هایمان در جدول مدالها از قیبل تایلند و ترینیداد و توباگو و مغولستان و تا همین دیروز افغانستان و ویتنام و سنگاپور بسنجیم که کیفیت ورزش نشان دهنده کیفیت مدیریت در هر کشوریست. اتفاق خاصی میفتاد اگر این دوره هم مثل دو دوره ای که این کار را کردیم المپیک را تحریم و در عوض حداقل  ۷۰ و به قولی ۱۲۰میلیارد تومان هزینه ای که خرج اماده سازی و اعزام کردیم را صرف ساخت ۳ تا مجموعه ورزشگاهی مثل آزادی در شهرستانها میکردیم؟ اصلا" کاش ساعی -عضو اصلاح طلب شورای شهر- همین یک طلا را هم نمیگرفت تا مثل باقی موارد کنار ونزوئلا و افغانستان و توگوی دوست و برادر در رده آخر -شصت و پنجم- می ایستادیم. که در مورد ساعی همین کافی که وقتی گوینده ورزشی اخبار شبکه یک در ارتباط زنده پرسید که راز این موفقیت را در چه مسائلی میدانی و انتظار جوابهای دیگری از نوع مرسوم این روزها را داشت، ساعی با اعتماد به نفس گفت:زحمات خودم،خانواده م و مربیانم.
  • به خدا استعفا آن قدرها هم سخت نیست.
  •  
+ نوشته شده در  شنبه 2 شهریور1387ساعت 10:18  توسط نوستالژیک  |