تبليغاتX
((نوستالژیک))




  • در آوریل ۱۹۴۵ همه چیز رایش سوم داشت از هم می پاشید. در آسمان خبری از لوفت وافه نبود و در زمین گردانها یکی یکی با نزدیک شدن روسها به برلین که زیر آتش توپخانه بود تسلیم میشدند .در طرف دیگر آدولف هیتلر (برونو گنز) را میبینیم که اعتنایی به توصیه های معتمدانش برای ترک برلین نمیکند و اصرار دارد تا زمانی که ناکامیها به پایان برسد در برلین بماند. در عوض همراه با اوا براون، ترادل جانگ- تند نویسش- و تعدادی از آجودانها و ژنرالهایش{گردا کریستین، دکتر ارنست شنک، ژنرال ویلهلم موهنک، ژنرال هلموت ویدلینگ، پروفسور ورنر هس، اوتو گانش آجودان مخصوصش، ژنرال آلبرت اشپیر،ژنرال کیتل و ژنرال جادل، هرمان گورینگ، هاینریش هیملر،مارتین بورمن و دکتر لودویگ استامفیگ، روخوس میش و گوبلز و همسر و شش فرزندش} به پناهگاهی در زیر ساختمان صدراعظمی می رود. اینجا هیتلر دیگر هر نظریه ای مبنی بر شکست سرزمین پدری را رد میکند و پشت سر هم دستورهای غیر ممکن برای ژنرالهایش صادر میکند، در حالیکه روسها هر لحظه نزدیکتر میشوند.
  • کارگردان هرشبیگل مطمئنمان میکند که این چیزی فراتر از بررسی روزهای آخر هیتلر است و هنرمندانه احساسات ناخوشایند و تحت فشار پناهگاه را با ناامیدی خیابانهای بیرون در هم می امیزد.فیلم درواقع نمایش روزهای پایانی برلین هم هست جایی که فضای جنون ترسناکی شهر را دربر گرفته.سربازها انقدر مست کردند که نگرانیها را فراموش کرده اند و در حالیکه بمبها در بیرون شهر را میلرزانند،مهمانیهای دیوانه وار در سالن رقص برگزار میشود، پیرمردان از تختها بیرون کشیده میشوند و به عنوان خائن در خیابان دار زده میشونند و هیچکس مطمئن نیست چه بر سر کشورش میاید.
  • فیلم ظاهرا" از دید منشی تازه کار و بی تجربه ی هیتلر-جانگ- روایت میشود که مجذوب مکتب فکری او شده اما در گوشه کنار فرصتی می یابد تا به برداشتهای مختلفی از زندگی در شهر در حال سقوط برسد. پسری ۱۳ ساله که چسبیدن به گروه جوانان هیتلری را به هشدارهای پدرش ترجیح میدهد، دکتری خسته که در خیابانهای شهر گشت میزند تا به سربازها و غیرنظامیهای مجرح فراموش شده در گوشه کنار کمک کند و مشقات و نگرانیهایی که پیرامون هیتلر جریان دارد جایی که دسیسه و سیاست در راه شکست یکی میشوند و حتی بعضی از نزدیکترین متحدین هیتلر هم ترکش میکنند یا فریبش میدهند. جالب اینجاست که وقتی شهر پشت سر هم میلرزد در پناهگاه همه از هم میپرسند این بمباران هوایی است یا شلیک توپ؟ و بعد که هیتلر میفهمد شلیک توپهای روسی است فریاد میزند روسها در ۱۲ کیلومتری شهرند و من حتما" باید از افسرانم بپرسم تا بگویند.
  • نقطه قوت فیلم بازی حیرت انگیز برونو گنز سوییسی است که مدام  بین عصبانیتهای دیوانه وار و هیجان زده با یک آینده نگری مسخره و احساسات ملایم مثل بقیه آدمها در رفت وامد است. فیلم هیتلر را بیشتر از دیگر فیلمهای ساخت شده دراین باره انسانی نشان میدهد که همین هم در آلمان باعث جدالهایی شد هر چند با دیالوگهایی مثل " رحم، ضعف است" یا " مردم آلمان سرنوشت خودشان را انتخاب کرده اند و اگر که شکست بخوریم کشته شدنشان ربطی به من ندارد" بی رحمی و خودرایی شخصیت هیتلر را هم دست کم نگرفته ولی به هر حال از کلیشه هایی که او را نمادی از شیطان نشان میدهند به دور است.
  • Downfall-der Untergang/محصول ۲۰۰۴ آلمان/کارگردان: الیور هرشبیگل/بر اساس کتابهای یواخیم فست و ترادل جانگ/بازیگران:برونو گنز،الکساندرا ماریا لارا،کریستین برکل
  •  
  • آخرین روزهای هیتلر
  •  

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 16:9  توسط نوستالژیک  |