تبليغاتX
((نوستالژیک))




  •  
  • ۱.هنوز فونت نوشته زیری خشک نشده بود که هالیوودیها باز افتضاح کردند و یکبار دیگر دست ایرانی ستیزی از شلوار یک کارگردان خودفروخته ی دیگه دراومد! به نظرم بهتره که همه اصل ماجرا رو از جنبه تاریخی بدونند، واسه همین بخشهایی از کتاب دکتر رضایی نقل رو میکنم که خودتون با افتضاح فیلم و چپکی کردن تاریخ مقایسه کنید و بعد میبینید که واقعا" نمیشه اعتراض نکرد. اگر هم حوصله ندارید میتونید نخونین و یه راست برید سراغ پ.ن.
  • ۲.دمارات پادشاه سابق اسپارت که در زمان داریوش به ایران پناهنده شده بود و حالا از نزدیکان خشایارشا به شمار میرفت اظهار میداشت که شاه میتواند به آسانی پلوپونس را بگیرد و او را به سلطنت برساند و در این صورت وی دست نشانده ایران خواهد بود. ظاهرا" شاه در ابتدا تمایلی به نبرد با یونانیان نداشت و به شکست ماراتون اهمیت نمیداد. ولی مردونیه داماد داریوش این شکست را مایه سرشکستگی ایران میدانست و هم او خشایارشا را به جنگ وادار کرد و فراریان یونانی که به دربار ایران پناهنده بودند نیز این آتش را دامن زدند.بسیج سپاه سه سال به طول انجامید و بالاخره در پاییز سال سوم دسته های گوناگون قوای ایران در ولایتهای کاپادوکیه گرد امده رهسپار لیدی شدند.
  • سپاهی که خشایارشا گرد آورد بزرگترین نیروی نظامی بود که تا آن روز از لحاظ عظمت و تعداد افراد شرکت کننده سابقه نداشت.بنا به نوشته مورخان یونانی این سپاه از چهل و شش نوع مردمی که به نژادهای مختلف تعلق داشتند تشکیل میشد.به گفته هرودوت: پیپشاپیش همه طوایف و گروهها،پارسیان و مادها و پس از انان کاسی ها و هیرکانیان بودند که تیر و کمان داشتند.سپس نوبت به آسوریان میرسید که کلاهشان مفرغی بود.باختریها، آریاها،پارتی ها و طوایف مجاور انها به نیزه و زوبین مسلح بودند.در رده بعدی سکاها جای میگرفتند که از کلاههای دراز عجیب و تبرهای جنگی استفاده میکردند.هندیان با قباهای پنبه ای، حبشیان با بدنهای خال کوبیده و کمانهای دراز و تبرهایی که بر نوک آنها سنگ قرار داشت، سپاهیان آسیا که ظاهرا" بومیان ایران بودند و کلاههای شگفت انگیزی از کله ی اسب داشتند و طوایف و قبایل دیگر حتی از جزایر دوردست خلیج فارس (خودم: هرودوت به پارسی بودن خلیج اذعان داره) در این ترکیب رنگین و متنوع جای گرفته بودند. بر هر گروه یک سرکرده پارسی فرمان میراند.فرمانده کل سپاه بر عهده مردونیه بود ولی سپاه جاویدان فرمانده ویژه ای داشت.بیشتر سواره نظام را پارسی ها و مادها تشکیل میدادند و هشت هزار تن از سارگاتیان- از اهالی شمال ایران که جنگاورانی کمندانداز بودند- در آن اردو به چشم میخوردند. هندیان بر ارابه هایی سوار میشدند که بوسیله گورخر کشیده میشد و علاوه بر اینها گروه زیادی از اعراب جمازه سوار نیز حضور داشتند. نیروی دریایی تشکیل میشد از هزار و دویست ناو که فینیقیان و مصریان و یونانیان تابع ایران آن را فراهم اورده بودند.در هر ناو چندین پارسی و سکایی حضور داشتند. سه هزار ناو کار حمل و نقل را انجام میداد. بنا به روایت هرودوت ترکیب قوای خشایارشا که در تاریخ به سپاه بزرگ معروفست به شرح زیر است:
  • ۱.پیاده نظام: 1,700,000 نفر
  • ۲.سواره نظام:100,000 تن
  • ۳.افراد نیروی دریایی: 510,000 و جمع کل هر سه2,310,000 نفر
  • ۴.قوای مزبور به اضافه نیورهای امدادی و ملوانان، این عده را به بیش از پنج میلیون تن میرساند.
  • باید دانست که هرودوت به منظور ایجاد شهرت برای یونانیان، تعداد سپاه ایران را به چنین رقمی رسانده است که باورکردنی به نظر نمیرسید.اما مورخان دیگر شمار نیروها را به اضافه خدمتگزاران یک میلیون قید میکنند که تنها دویست هزار تن از انان قوای جنگی بوده اند.(خودم: مقایسه کنید)
  • اما قسمت اصلی فیلم که به از اینجا به بعد مربوط میشه: در آن دوران تنگه داردانل را هلسپونت (پل یونان) می نامیدند.برای عبور از دریا، میان Abydos و Sestos دو پل با کشتی ساخته شد.همچنین در بخش شمالی کوه Athos باریکه راهی ایجاد شد.پادشاه ایران در این محل هفت روز شاهد عبور قوای خود بود.خشایارشاه به هنگام برامدن آفتاب اولین روز عبور لشگریان، به تقلید از رومیان از جام زرینی باده نوشید و جام را در دریا افکند.سپس گلوله ای از طلای ناب و یک قبضه شمشیر را نیز به آب انداخت.پس از انجام این تشریفات، سپاه جاویدان از پل گذشت و دسته های دیگر نیز به دنبال آن روان شدند.سپس پادشاه در دشت Doriscus از نیروهای خود سان دید.
  • وقتیکه مردم تسالی از مقدمات لشگرکشی ایرانیان آگاهی یافتند از یونان یاری خواستند و یونان نیرویی مرکب از  ده هزار نفر را به کمک ایشان فرستاد اما این عده با رسیدن به Tampe و مشاهده عظمت سپاه ایران از ادامه ماموریت منصرف شدند و برگشتند.لشگریان تسالی نیز با دیدن این جریان به ایرانیان پیوستند.مردم اسپارت هفت هزار سپاهی را تحت فرماندهی لئونیداس Leonidas به نگاهداری از تنگه ترموپیلTermopyle گماشتند( این تنگه که بین دریا و کوه واقع شده است در آن زمان بسیار باریک بود و بعدها به وسعت آن اضافه شد) خشایارشا چهار روز در برابر اسپارتیان باقی ماند بی انکه اقدام به حمله کند (گویا چشم به راه نیروی دریایی بود) بالاخره با رسیدن نیروی دریایی،در روز چهارم، جنگ درگرفت اما ایرانیان در این نبرد ناکام ماندند و علت آن نیز این بود که اسپارتیان از لحاظ سلاح بر ایرانیان برتری داشتند.یکی از یونانیان، خشایارشا را از وجود راهی اگاه کرد که در پشت ناحیه کوهستانی آن سرزمین قرار داشت.محافظان راه در برابر نیروی ایران عقب نشینی کردند.چون این خبر به مدافعان ترموپیل رسید انها نیز (به جز سیصد تن که به همراه لئونیداس باقیمانده و تا نفر آخر بوسیله ایرانیان نابود شدند) راه فرار در پیش گرفتند. سپاهیان ایران نیز از بیراهه راهی اتن شدند و ان را به تصرف درآورده معبد آتنهAthene را با آتش سوزاندند و به این ترتیب انتقام عمل یونانیان در سوزاندن سارد را تلافی کردند.
  •  
  • ۳.پ.ن: این بود تمام داستان که البته علت شکست بعدی خشایارشا در جنگ سالامیس و پلاته و همچنین پیروزیش در نبرد سس تس رو باید جای دیگه ای جستجو کرد که ربطی به سیصد تا اسپارتی نداره و نخواهد داشت.
  • من هنوز فیلم رو ندیدم ولی عصیان گفته "در اين فیلم در سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشی‌ها و موجودات نفرت‌انگيز ارباب حقه‌ها يعنی «اورک‌ها». کسانی که جز کشتن نمی‌دانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غول‌های ابله داستان‌های هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوش‌تيپ و فداکار زمين‌گير می‌شوند."... یه چیز دیگه هم که هر از چند وقتی باعث همچین اتفاقاتی میشه خود ماییم. تا وقتی صدا و سیما برای فیلمای در پیتی که فقط قصد نشون دادن تاریخ ایران بعداز اسلام رو دارند و توش پر از فلانِ بن فلان و ابنِ فلان فلانی هست (-آخرینش جابر بن حیان، با فیلمنامه افتضاح،دیالوگهای سطحی، بازیهای مبتدیانه  و کودن پنداری مخاطب) هزینه های میلیون میلیونی میکنه و با اسم " فیلم فاخر" سر و تهش را هم میاره نمیشه از هالیوودیها انتظار دیگه ای جز این داشت.
  • ۴.اعتراض کنید:
  • بمب گوگلی: به 300 لینک بدید!
  •  
  • 300themovie
  •  
  •  
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 9:39  توسط نوستالژیک  |